آمده ، و نيز با ديگرانى كه نام رسول داشتند ، از هر جهت جز در نام در يك تراز قرار دهد . در فصل بعد خواهيم ديد كه مفيد در واقع متمايل به اين رأى است كه امامان بر همهء رسولان و انبيا جز حضرت محمّد ( ص ) برترى دارند « 1 » . هدف عمدهء فصل حاضر ، بيش از آنكه بحث دربارهء پيامبران به صورت كلّى باشد ، بحث درباره حضرت محمّد ( ص ) است .
عبد الجبار گفته است كه ميان رسول و نبى تفاوتى نيست ، و اين دو كلمه در قرآن مترادف به كار رفته است « 2 » . وى البتّه با نظر شيخ مفيد دربارهء برترى امامان مخالف است .
معجزات
پيغمبر راستين حقّانيت خويش را با معجزات آشكار مىسازد . عبد الجبّار در توضيح معنى و چهار شرط يك معجزهء راست چنين گفته است :
« بدان كه معجز و ناتوانكننده ( المعجز ) كسى است كه ديگرى را عاجز و ناتوان مىكند ( يعجز الغير ) همانگونه كه تواناكننده ( المقدر ) كسى است كه ، در زبان متعارفى ، ديگرى را توانا مىسازد .
و امّا دربارهء معنى فنّى معجزه بايد گفت كه آن عملى است كه به باور داشتن به آن كس كه مدّعى پيامبرى است مىانجامد . ارتباط آن با معنى متعارفى لفظ در آن است كه كسان ديگر از آوردن مثل آن عاجزند ، و بنابراين چنان مىنمايد كه وى آنان را ناتوان و عاجز كرده است » « 3 » .
نخستين شرط معجزه آن است كه يا عموما خارج از قدرت هر موجود محدود باشد ، همچون زنده كردن مرده ، يا در حدود قدرت بشرى ولى از لحاظ درجه بسيار برتر از آن
هامش
( 1 ) - اوائل ، ص 42 ؛ پس از اين در صفحهء دوم از فصل پنجم نقل خواهد شد .
( 2 ) - شرح ، ص 68 - 567 ؛ المغنى ، پانزدهم ، 17 - 9 .
( 3 ) - شرح ، ص 568 .