خواصّ اصلى كسى است كه تكليف بر عهدهء او قرار گرفته است « 1 » .
مفيد در شرحى كه بر عقائد صدوق نوشته ، عصمت را توفيق و لطفى از خدا در حقّ كسانى دانسته كه سخت به او پناه مىبرند . عملى است از كسى كه عصمت نصيب او شده ، و نه قدرت شخص او را از ارتكاب كار بد از ميان مىبرد ، و نه او را به انجام دادن كار خوب مجبور مىكند . خدا از آن جهت لطف خود را به همگان ارزانى نمىدارد كه مورد قبول همگان واقع نمىشود . تنها شايسته و در خور برگزيدگان و نيكان است « 2 » .
در جاى ديگر شيخ مفيد مفصّلتر دربارهء اين مطلب بحث مىكند كه عصمت عملى از شخص معصوم است ، و آن را به ريسمانى شبيه مىكند كه براى نجات دادن كسى كه در حال غرق شدن است پرتاب كردهاند . بر آن شخص است كه به آن ريسمان چنگ زند و نجات يابد ، و گرنه آن ريسمان هيچ سودى براى او ندارد « 3 » .
شيخ مفيد ، در اين نظر كه شخص معصوم ممكن است از كمك عصمت چشم بپوشد و كار بد كند ، با عبد الجبّار موافقت دارد . مفيد خود را از اعتقاد قديم بغدادى كه خدا مىتواند چنان يارى مؤثّرى كند كه هيچ كس نتواند آن را رد كند ، دور نشان مىدهد .
از عدم توافق وى با معتزله در موضوع عصمت و گسترش آن در فصل آينده ، آنجا كه از عصمت به عنوان يكى از مزاياى حضرت رسول ( ص ) بحث مىشود ، سخن خواهيم گفت .
نتيجه
تصوّر بشر از لطف به معنى كمكى كه به انتخاب خدا رايگان داده مىشود ، و مفهوم متأخّرتر اعتزال بغدادى لطف كه بالضّروره از جود و كرم خدا صادر مىشود ، بيش از انديشهء بصرى لطف به معنى ريشهاى اين كلمه نزديك است ؛ معنى بصرى لطف كمكى
هامش
( 1 ) - همان منبع ، ص 17 .
( 2 ) - تصحيح ، ص 62 - 61 .
( 3 ) - اوائل ، ص 111 ، اشارهء به قرآن ، سورهء آل عمران ، آيهء 103 .