شخص ديگرى بدون اين لطف آن را انجام داده باشد . بنابراين اصلح براى آدمى آن نيست كه چنين لطفى در حقّ او شده باشد « 1 » . جعفر از اين راه اعتقاد به لطف مقاومتناپذير را با اعتقاد به اصلح ، با محروم كردن اوّلى از سودمندى آن ، سازگار كرده است .
پس از جعفر مكتب بغداد ، حتّى نيرومندتر از مكتب بصره ، طرفدار آموزهء اصلح شد . ديديم كه شيخ مفيد ، همراه با بغداديان متأخّر و بر ضدّ بصريان ، بر اين اعتقاد بود كه خدا مصلحت بندگان خود را هم در امور دينى و هم در امور دنيايى رعايت مىكند « 2 » .
تصوّر مفيد نسبت به قدرت لطف خدا نيز از انديشهء لطف مقاومتناپذير بشر بسيار دور است . مفيد گفته است كه « مؤكّدترين الطاف در پيروى از حق ، آوردن حجّت و روشن كردن برهان است براى گفتهء كسى كه حق با او است » « 3 » . و نيز مفيد گفته است كه در اين مسأله وى مخالف با مجبّره است كه تصوّر مىكنند كه يارى خدا ( نصر ) سبب نيرومندى كسى است كه اين نصر به او رسيده ، و بىاعتنايى ( خذلان ) خدا سبب استطاعت گناهكارى است كه در معرض اين خذلان قرار گرفته است « 4 » . مفيد با تأكيد بر جنبهء عقلى ، لطف
هامش
( 1 ) - الاشعرى ، مقالات ، ص 246 .
( 2 ) - به پيش از اين ، ص 97 رجوع شود .
( 3 ) - اوائل ، ص 94 . « حجت » را در اين متن به انگليسىargumentترجمه كردهايم استعمال عام ديگر اين كلمه در نزد مفيد و اماميه آوردن آن براى شخص پيغمبر و امامان است .
آنان حجتها و براهين خدا هستند كه خدا و ارادهء او را آشكار مىسازند و در دسترس نوع بشر قرار مىدهند . دربارهء معنى اين كلمه رجوع كنيد به كلمهء « حجت » در چاپ دوم دايرة المعارف اسلام ، جلد سوم ، ص 544 .
حجت در متنى كه نقل شد همان معنىargumentدارد و اين معنى از گفتهء مفيد ( اوائل ، ص 95 ) كه خود را با معتزليان موافق دانسته معلوم مىشود .
( 4 ) - همان منبع ، ص 95 . ولى مفيد در اينجا به گونهء ديگرى از « نصر » اشاره مىكند كه تأييد الهى در جنگ است : « و گونهء دوم [ نصر ] تقويت كردن جانهاى مؤمنان است -