شرط استحقاق عذاب را براى توبهكنندگان باقى بدانيم . اصحاب حديث نيز در اين نظر با آنان موافقند ؛ معتزله نظرى بر خلاف ايشان دارند و بر آنند كه توبه حتما عذاب و عقابى را كه پيشتر استحقاق آن فراهم آمده بود ساقط مىكند » « 1 » .
نزاع ميان بغداديان و بصريان دربارهء منبع تكليف خدا ، اختلاف مهمّى را در ديدهاى ايشان نسبت به ارتباط خدا با آدمى آشكار مىسازد . با آنكه نتايج عملى كه به آن رسيدند ممكن است يكسان باشد ، دليل آنان متفاوت بود . نظر بصريان به اين صورت كه خدا بنا بر عدل مكلّف است پس از آنكه به آزادى تكليف براى انسان معيّن كرد به يارى او برخيزد ، ميان خدا و انسان يك قرارداد الزامآور دو طرفى را جلوهگر مىسازد . اين نظر نتيجهاى است از اشتغال قبلى معتزله بر ضدّ مجبّره ، در اين خصوص كه خدا عادل است و افعال او در زير فرمان عدل است نه در فرمان ارادهء قهّار او .
تصوّر مجبّره از تكيهء انحصارى ايشان بر قدرت متعالى خدا سرچشمه گرفته بود .
نظر معتزليان بغداد در خصوص ارتباط خدا با آدمى ، با آنكه شامل عدل الهى نيز مىشد ، ترس دينى جبريگرانه از قدرت و حاكميّت مطلق خدا به خوبى در آن مشهود بود . خدا و انسان با برابرى كاملى كه يك ارتباط مبتنى بر عدل مقتضى آن است در نظر گرفته نمىشدند . از ديدگاه بغداديان ، خدا عادلانه با آدمى رفتار مىكند . ولى دليل آنكه چنين رفتارى دارد ، اين نيست كه بنابر عدل تكليف او چنين است ، بلكه به جود و كرم خود مجبور به اين گونه عمل كردن است . بنابراين نيز ، در مكتب بغداد ، خدا از آن لحظه كه نخست آدمى را آفريد ، مكلّف است كه رعايت مصلحت او را بكند ، در صورتى كه بصريان مىگويند كه تكليف او تنها از زمانى آغاز مىشود كه به تحميل تكليف بر آدمى و واداشتن او به اجراى اوامر خود تصميم گرفت .
ولى اين اوضاع متأخّر مكتبهاى بغداد و بصره نتيجهء يك تحوّل و تكامل بود .
هامش
( 1 ) - اوائل ، ص 15 .