تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انديشه هاى كلامى شيخ مفيد ( فارسى ) — صفحة 106

مساهمون:

ص١٠٦
عبد الجبّار و بصريان ديگر مخالف با اين نظرند . بصريان مىگويند كه خدا به عدل محض مكلّف بود كه پيامبرى بفرستد و شريعتى به او وحى كند . گفتهء عبد الجبّار چنين است : « ارتباط اين با اصل كلّى عدل در آن است كه خدا مىداند كه صلاح ما با بعضى از اوامر شرعى ارتباط دارد . بنابراين بايد آنها را به ما بشناساند ، و اگر چنين نكند در انجام تكليف خود قصور كرده است . و قصور نكردن در انجام وظيفه به عدل مربوط است » « 1 » . اين اختلاف ميان بغداديان و بصريان دربارهء سرچشمهء تكليف خدا ، بار ديگر در مسئلهء توبه كردن گناهكاران ظاهر مىشود . به گفتهء مكتب بغداد ، توبهء شخص گناهكار مستقيما كيفرى را كه سزاوار آن بوده است محو نمىكند ، بلكه خدا به فضل خود كيفر را در هنگام پشيمانى گناهكار از او دور مىسازد . بصريان مىگويند كه خود توبه سبب دور شدن كيفر است ، و چنين استدلال مىكنند كه اگر تنها از طريق فضل خدا باشد كه خدا گناهكار توبه كرده را مجازات نمىكند ، آنگاه اگر خدا عنايت خود را ارزانى ندارد ، كيفرى كه به گناهكار مىدهد يك عمل نيك محسوب خواهد شد « 2 » . مقصود عبد الجبّار در اين جمله از لفظ « نيك » همان مفهوم « عادلانه » است . تنها گفتن اينكه اگر خدا شخص توبه‌كننده را نبخشد كريم نيست ، به نظر عبد الجبّار كافى نيست . شيخ مفيد ، طبق معمول ، موافق با نظر بغداديان است ، ولى در اين مورد چنين نمىگويد . با نظر همهء معتزليان مخالفت كرده و چنين گفته است : « اماميّه بر آن اتّفاق كلمه دارند كه پذيرفته شدن توبه به فضل خداى عزّ و جلّ است . اسقاط شايستگى عذاب و عقابى كه پيش از آن حاصل شده بود ، عقلا ضرورت ندارد . اگر به وحى اسقاط آن به ما نرسيده بود ، عقلا جايز بود كه
هامش
( 1 ) - شرح ، ص 563 . ( 2 ) - همان منبع ، ص 790 .