تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انديشه هاى كلامى شيخ مفيد ( فارسى ) — صفحة 103

مساهمون:

ص١٠٣
« علاوه بر اين ، پيش از اين توضيح داديم كه استعمال اين اصطلاح [ يعنى اصلح ] در نزد ما براى معنايى است مخالف با معنايى كه آنان [ يعنى بغداديان ] در نظر دارند . چه مقصود ما آن است كه هنگامى كه خدا انجام عملى را بر بنده‌اش تكليف قرار مىدهد ، هيچ چيز سودمندتر از آن را نمىتوان انتخاب كرد . و چون چنين چيزى به عنوان سودمندترين امر براى بنده در قلمرو تكليف توصيف شده ، خود دليل بر آن است كه هيچ چيز برتر از آن نيست و آن بر همه چيز برترى دارد » « 1 » . چنان كه عبد الجبّار قضيّهء اصلح را بيان كرده ، عبارت از اين است كه پس از آنكه خدا انجام فعلى را فرمان داد ، شايسته‌ترين ( اصلح ) كار براى آدمى انجام دادن آن فعل است ، و با در نظر گرفتن اين امر كه خدا به انجام رساندن آن فعل را امر كرده ، هيچ فعل ديگرى نيست كه براى او سودمندتر باشد . آن فعل ممكن است از لحاظ درونى بهترين فعلى نباشد كه خدا انجام دادن آن را فرمان داده است . برترى آن از آنجا حاصل مىشود كه خدا آن را دستور داده است . بدين ترتيب عبد الجبّار يكى از اقوال قديم معتزلى را كه هميشه آكندهء از دشواريها است گرفته و به توضيح آن پرداخته است . مفيد ، علاقه‌مند به ترجيح نهادن مكتب بغداد ، براى نشان دادن اينكه خدا به بهترين مصلحت آدمى كار مىكند ، بر آن است كه شايسته‌تر براى انسان چنان است كه تكليف بر او بار شود و اين فرصت براى وى فراهم آيد كه به عاليترين پاداش برسد . دربارهء اين مسأله كه آيا روا بود خدا آدمى را در بهشت بيافريند و هيچ آزمايشى در زمين نداشته باشد ، مفيد چنين گفته است : « گفتار در آغاز آفرينش در بهشت . من مىگويم كه روا نبوده است كه آغاز آفرينش در بهشت به منظور آن باشد كه آدمى به نعمت و خوشى برسد و هيچ تكليفى نداشته باشد . چه اگر چنين مىبود ، به زيان آن كس تمام مىشد كه
هامش
( 1 ) - المغنى ، سيزدهم ، 212 .