شيخ مفيد همين راه حلّ مكتب بغدادى را پذيرفت . گفته او چنين است :
« من مىگويم كه هنگامى كه خدا مىداند كه اگر فلان كس را بيافريند و بر عهدهء او تكليف قرار دهد ، ايمان نخواهد آورد ، و نيز هيچ آفريدهاى در دين خود از آفريده شدن آن شخص يا زنده ماندن يا مكلّف شدن يا انجام گرفتن فعلى از افعال به دست او سودى نمىبرد ، آفريدن چنين شخصى روا نيست . و هنگامى كه خدا مىداند كه چون شخصى را زنده نگاه دارد ، آن شخص از نافرمانى توبه خواهد كرد ، بر خدا روا نيست كه آن شخص را هلاك كند .
عدل و جود و كرم خدا آنچه را گفتيم واجب مىكند و به آن فرمان مىدهد و از او خلاف آن روا نيست ، چه عبث كارى و بخل و نيازمندى را نمىتوان از صفات خدا دانست .
اين مذهب جمهور اماميّه است و عموم معتزلهء بغدادى و بسيارى از مرجئه و زيديّه . و معتزلهء بصرى مخالف اين مذهبند و مجبّره نيز در اين مخالفت با آنان شريكند » « 1 » .
هامش
- آمد كه به سبب مكلف بودن او مؤمن خواهند شد ، حتى اگر معلوم باشد كه خود وى مؤمن نخواهد شد ، زيرا آنچه مهم است زيادى نفع است » .
« ما مىگوييم كه اين بد و نادرست است . چه مكلف كردن يك نفر به خاطر سودى كه براى ديگران دارد درست و عادلانه نيست ، حتى اگر به آن هدف سودمند خاص تنها از اين راه امكان رسيدن باشد . اگر چنين نباشد ستم و بىعدالتى در جهان وجود نخواهد داشت ، زيرا كه هيچ جرمى و جنايتى نيست كه لااقل سودى به مرتكب آن و خانوادهاش نرساند كه ممكن است شمارهء آنان زياد باشد » .
( 1 ) - اوائل ، ص 26 . همين آموزه در ص 89 اوائل نيز آمده كه در آنجا گفته است هر چه خدا آفريده فايدهاى دارد ، حتى اگر اين فايده تنها عبرت گرفتن كسانى باشد كه خدا تكليف براى آنان معين كرده است .