فصل سوم مصلحت آدمى و لطف الهى
در آخرين فصل ديديم كه خدا بر عهدهء مردم تكليف نهاده است . اكنون بحث در خصوص هدف خدا از وضع اين تكليف است . از ديدگاه مجبّره ، هدف خدا در آفرينش پاداش دادن به دوستان انتخاب خويش و كيفر دادن به دشمنان انتخاب خويش است « 1 » . پاسخ معتزله آن بود كه خدا به خاطر خير خود آفريدگان است كه آنان را مىآفريند و به آنان فرمان مىدهد . به گفتهء آنان ، فعّاليّت خدا مىبايستى بر وفق عدل و عظمت او بوده باشد ، و به همين جهت آفريدگان را نه براى خير و سود خود بلكه براى خير و سود خود ايشان آفريده است . اين نظر ، در بهترين و نيرومندترين صورت آن ، توسّط أبو الهذيل بيان شده كه گفته است خدا تنها كارى را مىكند كه شايستهتر ( اصلح ) براى بندگان او است « 2 » .
شيخ مفيد با اين نظر كاملا موافقت دارد و چنين گفته است :
هامش
( 1 ) - الخياط در الانتصار ، ص 24 ، نظر مجبره را به همين منحصر دانسته است .
( 2 ) - الاشعرى ، مقالات ، ص 249 : « ابو الهذيل گفته است : يك مجموع و كلى از خير و سودمند است كه خدا قابليت انجام دادن آن را دارد ، و نيز يك مجموع از چيزهاى ديگر در قدرت او است . و هيچ چيز سودمندتر از آنچه او مىكند نيست » .
ى . شناخت ، « منابع جديد براى تاريخ علم كلام اسلامى » ، در تحقيقات اسلامى شمارهء اول ( 1953 ) ، 29 ، بر آن است كه منبع دور تصور « اصلح » براى معتزله يك مفهوم زيستشناختى يونانى بوده است .J . Schacht , « New Sources for the History of Mohammadan Theology » Studia Islamica .