شالودهء اين تكليف چيست ؟ آيا طبيعت و ماهيّت اشياء است يا فرمان خدا است ؟
عبد الجبّار مىگويد كه آن بر طبيعت اشياء بنا شده است ؛ مفيد چيزى نمىگويد ، ولى فحواى گفتههاى وى آن است كه بعضى از افعال كه عقل آنها را خوب يا بد مىداند ، به طبع چنين هستند و نه بدان جهت كه خدا آنها را چنين معرّفى كرده است . ولى اين مسأله كه در نظر معتزله بسيار مهم بود ، براى مفيد اهميّت فراوان نداشت .
ذيل : علم ضرورى
اغلب معتزليان ، و نيز مفيد ، ميان علم ضرورى كه بدون تلاشى از طرف شخصى در ذهن و عقل او حاصل مىآيد و شك كردن و انكار به آن راه ندارد ، و علم مكتسب كه از طريق گوش دادن به وحى يا از راه استدلال خود شخص حاصل مىشود ، تمايز مىگذارند . با وجود اين ، بعضى از مطالبى كه مفيد دربارهء آنچه معتزلهء بصره از لحاظ علم ضرورى معتقدند گفته است ، گمراهكننده است . مفيد مىگويد :
من مىگويم كه شناخت خدا اكتسابى است ، و چنين است شناخت پيامبرانش و هر چه غايب و ناديدنى باشد . و هيچ اجبارى براى شناختن هر يك از اين چيزها كه ياد كرديم نيست . مذهب بيشتر اماميّه و معتزليان بغداد چنين است و اعتقاد معتزلهء بصره و مجبّره و حشويّه از اصحاب حديث خلاف اين است « 1 » .
در قسمت متأخّرترى از همين كتاب ، شيخ مفيد مطلب را اندكى گستردهتر بدين صورت آورده است :
من مىگويم كه علم پيدا كردن نسبت به خدا - عزّ و جلّ - و پيامبرانش ( ع ) و به درستى دينى كه پسنديده است و علم به هر چه حقيقت آن به حواس دريافت نمىشود يا شناخت آن بىواسطه و فطرى نيست . بلكه از طريق گونهاى از
هامش
( 1 ) - اوائل ، ص 27 .