تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انديشه هاى كلامى شيخ مفيد ( فارسى ) — صفحة 94

مساهمون:

ص٩٤
از اين كلمهء بالضّروره معناى كاملا متفاوتى را در نظر داشته است : اين معرفت ضرورى معرفتى نيست كه خدا در انسان به وجود آورده باشد ، بلكه چيزى است كه از قرآن حاصل مىشود و بنابراين نمىتوان آن را منكر شد « 1 » . برهانى از بصريان بر ضدّ بلخى آن بود كه معرفت انسان نسبت به خدا در بهشت نمىتواند نظرى و استدلالى باشد ، چه استدلال و نظر مستلزم تلاش عقلى است كه اهل بهشت از چنين تلاش و كوششى معافند . جواب بلخى آن بود كه مردم بهشت بىرنجى نتايج استدلالى را كه در زندگى پيشين خود به آن رسيده بودند به خاطر مىآورند « 2 » . مفيد ، هماهنگ با نظر بلخى ، بر آن است كه مردمان در جهان ديگر « در عقلهاى خود مأمور به درستكارى هستند » « 3 » ، ولى اين بدان معنى نيست كه اهل بهشت مكلّف هستند دليل اين اختلاف آن است كه « تكليف » به معنى « تحميل كردن چيزى است كه براى طبيعت آدمى همچون بارى است و انجام دادن آن با دشوارى همراه است » « 4 » . مىتوان گفت كه معنى جمله آن است كه مردمان بهشت مأمورند كه نتايج پژوهشهاى خود را در زندگى دنيا به خاطر آورند ، ولى ، چنان كه بلخى گفته است ، اين يادآورى همچون بارى بر دوش آنان سنگينى نمىكند . امّا ، به معناى وسيعتر ، وضع مفيد با وضع بلخى از اين جهت تفاوت دارد كه مفيد يارى وحى را در پژوهش نخستين براى ذهن و عقل لازم مىدانسته است . و امّا براى اهل دوزخ ، مفيد مىگويد كه آنان در زير شكنجه و سختى و عذابى قرار دارند كه سنگينى بار تكليف نيكى كردن و از بدى دورى جستن با سنگينى آن به هيچ وجه قابل مقايسه نيست . و در اين مورد نيز گفته است كه با معتزليان بغداد موافقت دارد
هامش
( 1 ) - فان اس ، ص 141 . ( 2 ) - شرح ، ص 58 . ( 3 ) - اوائل ، ص 67 . ( 4 ) - همان جا .