تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انديشه هاى كلامى شيخ مفيد ( فارسى ) — صفحة 86

مساهمون:

ص٨٦
شناختن خدا ندارد « 1 » . و ممكن است كه وضع گروهى در داخل مكتب بغداد چنين مىبوده باشد . به هر صورت ، مفيد در اين كه ادّعا كند هر معتزلى كه از عقلىگرى گستاخانهء مكتب بصره انحراف پيدا كرده طرفدار او است ، بسيار سريع عمل مىكرده است .

شالودهء تكليف

تاكنون بحث ما در اين خصوص بود كه وظيفهء اخلاقى و تكليف چگونه شناخته مىشود . عبد الجبّار مىگفت كه اين تكليف بدون مدد وحى شناخته مىشود ، و مفيد مىگفت كه اين شناخت فقط با يارى وحى به دست مىآيد . ولى در زير مسئلهء شناختن تكليف مسئلهء اساس و شالودهء آن قرار دارد : آيا وظيفهء اخلاقى بر طبيعت و ماهيّت اشياء متّكى است يا بر فرمان خدا تكيه دارد ؟ پاسخ معتزله آشكارا در جانب آن است كه مبناى خير و شرّ و حسن و قبح را طبيعى بدانند . به گفتهء عبد الجبّار ، اصول اساسى اخلاقى ( اينكه ظلم بد است ، و اينكه دروغى كه هيچ هدف سودمند نداشته باشد و از گزندى بيم ندهد بد است ، و اينكه به كسى فرمان بدى كردن دادن بد است ، و اينكه به كسى فرمان انجام كارى بيرون از حدّ استطاعت او دادن بد و قبيح است ) ، بالضّروره شناخته‌اند . داوريهاى عملى اخلاقى از تركيب كردن يك اصل ضرورى شناخته شده با علمى مكتسب حاصل مىشود « 2 » . ولى عقل ، كه تنها با اصول ضرورى شناخته تأييد شده باشد ، همهء سيماها و همهء نتايج افعال آدمى را نمىشناسد . مثلا اگر عقل به خود واگذاشته شود ، ممكن است زنا كردن
هامش
( 1 ) - دربارهء شطوى رجوع كنيد به فان اس ، ص 332 ؛ ابن المرتضى ، ص 93 ؛ خطيب بغدادى ، چهارم ، 308 . وضع شطوى به شكل اعتراضى بر آموزهء عبد الجبار است در المغنى ، دوازدهم ، 64 - 362 . ( 2 ) - المغنى ، ششم ، بخش اول ، 64 - 63 . بيان عبد الجبار دربارهء انديشهء مندرج در آخرين جمله چنين است : « هيچ گونه‌اى از شر نيست كه بر پايه‌اى كه شر و بد بودن آن بالضروره شناخته است ، متكى نباشد . بدان سان كه مىتوان براى هر چه به اكتساب شناخته مىشود ، آن را پايه و اساس قرار داد » .