تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انديشه هاى كلامى شيخ مفيد ( فارسى ) — صفحة 85

مساهمون:

ص٨٥
عمل كردن طبيعى ذهن و عقل خود مسئوليّت اخلاقى پيدا مىكند : به تدريج كه به سنّ بلوغ نزديكتر مىشود ، نياز به شكرگزارى نسبت به آفريدگار را - اگر وجود داشته باشد « 1 » - احساس مىكند . اين انديشه وى را در راه استدلال كردن دربارهء هستى خدا مىاندازد . و با آنكه بلخى نيز گفته است كه نخستين تكليف آدمى شناختن خدا است ، وى بدون شك اين شناختن را فراگيرندهء وظيفهء استدلال كردن براى هستى خدا نيز مىدانسته است . ولى بغداديان ، نسبت به ضرورت كارايى فرايند استدلالى كه بدين گونه آغاز شده باشد ، اعتماد كمتر داشتند . اشعرى به اين اختلاف ميان بصريان و بغداديان اشاره كرده است : در صورتى كه بصريان بر اين عقيده بودند كه استدلال عقل را در راه خود ناگزير به معرفت مىرساند ، « بعضى از بغداديان » بر آن بودند كه عقل به صورت ناگزيرى به چنين نتيجه نمىرسد ، و لو اينكه شخص انديشنده ، پس از آنكه به استدلال آغاز كرد از آن پس الزام اخلاقى دارد و مكلّف است « 2 » . اين بغداديان به وضع مفيد نزديكترند ، ولى نه از آن لحاظ كه خود وى مدّعى آن بوده است . مفيد مدّعى آن بود كه بغداديان در ضرورت وحى در آغاز تكليف او را تأييد مىكنند ، نه در نتيجهء استدلال . يك توضيح ممكن آن است كه بگوييم مفيد يك معتزلى گمنام از مكتب بغداد را به نام ابو الحسن احمد بن علىّ الشّطوى ، معروف به بوقه ( متوفّى در 297 / 10 - 909 ) در نظر داشته كه مىگفته است تحقيق عقلى تنها زمانى سبب رسيدن به يقين مىشود كه در مورد امور مربوط به اين جهان به كار رود . پژوهش دربارهء خدا و امور غيبى ، همچون امكان معذّب بودن در آتش ، غير قطعى است ، و بنابراين انسان الزامى به استدلال در خصوص
هامش
( 1 ) - همان كتاب ، ص 257 ، ضمن نقل برگ 37 رو . نيز رجوع كنيد به فان اس ، ص 331 . ( 2 ) - مقالات ، ص 82 - 481 .