تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عوارف المعارف ( فارسى ) — صفحة 275

مساهمون:

ص٢٧٥

عالم مكاشفه

جهان شهود تجلّى صفات است . ( فرهنگ عرفانى )

عالم ملكوت

در مقابل عالم ملك و عالم باطن است . ( فرهنگ عرفانى )

عزايم

( ج عزيمت ) ، قصدهاى مؤكّده كه نام براى اصل مشروعات است . ( التّعريفات )

عشق

مهم‌ترين ركن طريقت است ؛ و اين مقام را تنها انسان كامل ، كه مراتب ترقّى و تكامل را پيموده است ، درك مىكند . ( فرهنگ عرفانى )

عفو

در برابر بدى بدى نكردن است . ( فرهنگ عرفانى )

عقل

جوهرى است مجرّد از مادّه ، متعلّق به بدن انسان ؛ نورى است در قلب كه بدان حق و باطل را مىتوان شناخت و مراتبى دارد . ( التّعريفات )

علم حال

دوام ملاحظهء دل و مطالعهء سرّ و از علوم خاصهء متصوّفه است . ( فرهنگ عرفانى )

علم اليقين

ظهور نور حقيقت در حالت كشف استتار بشريّت به شهادت وجد و ذوق است به شرط برهان . ( فرهنگ عرفانى )

عنديّت

بارگاه حضرت عزّت و ضدّ غيريّت است . ( متن ترجمه )

عين اليقين

درك حقيقت به حكم بيان ؛ و مخصوص اصحاب علوم است ، چنان كه علم اليقين مخصوص ارباب عقول ، و حق اليقين ويژهء اصحاب معارف است . ( فرهنگ عرفانى )

غلبه

حالتى است كه بنده را آشكار گردد و با وجود آن نتواند ملاحظهء سبب كند و مراعات ادب نمايد . ( فرهنگ عرفانى )

غيبت

غيبت دل است از مشاهدهء خلق به حضور و مشاهدهء حق ، كه به واسطهء استيلاى سلطان حقيقت حتى از نفس خود هم غايب شود . ( فرهنگ عرفانى )

غيرت

كراهت مشاركت غير است در آنچه براى نفس در آن حظّ است . ( فرهنگ عرفانى )

غيريّت

ضدّ عنديّت و بيگانگى با حضرت عزّت است . ( متن ترجمه )

فتوح

ظهور به كمال غيبى و رسيدن به چيزى غير متوقّع است . ( فرهنگ عرفانى )

فتوّت

جوانمردى ؛ فتوّت انصاف دادن و انصاف نخواستن است . ( ابو حفص حدّاد )

فقر

اصل مذهب طايفهء صوفيان و فناى فى اللّه و اتّحاد قطره با دريا ؛ فقر باب است و فقير خانه . ( فرهنگ عرفانى ) فقر درياى بلاست و بلاى آن كلّ عزّت است . ( شبلى )

فنا

فناى عبد است در حق و فناى جهت بشريّت اوست در جهت ربوبيّت ؛ سقوط صفتهاى مذمومه . ( فرهنگ عرفانى )

قبض

يكى از حالات ، و براى عارف به منزلهء خوف است براى مستأنف . ( فرهنگ عرفانى )
عوارف المعارف ( فارسى ) — صفحة 275 | عمر السهروردي / ابومنصور اصفهانى