شوق
نزاع قلب به ديدار محبوب است . ( التّعريفات )
شهود
رؤيت حق است به حق . ( فرهنگ عرفانى )
شيخ
انسان كامل كه در علوم شريعت و طريقت و حقيقت كامل شده باشد . ( فرهنگ عرفانى )
صابر
كسى است كه از ترس بلوى به غير خدا ، ترك شكوى كند . ( التّعريفات )
صادق
گويندهء حقيقت در مواطن هلاك . ( التّعريفات )
صبر
ترك شكوى از درد بلوى براى غير خدا . ( التّعريفات )
صحو
هشيارى واقعى و رجوع به احساس بعد از غيبت است . ( فرهنگ عرفانى )
صحبت
يكى از آداب طريقت و در مقابل وحدت و تفرّد است . ( فرهنگ عرفانى )
صديق
كسى است كه چيزى بر زبان نياورد مگر آنكه آن را در قلب و عمل محقّق سازد .
( التّعريفات )
صورت
مقابل سيرت ؛ كيفيتى كه شىء بالفعل بدان حاصل مىشود و به دو صورت ، جسميّه و نوعيّه ، تقسيم مىگردد . ( التّعريفات )
صوفى
فانى به نفس و باقى باللّه ، حافظ سرّ و اداكنندهء فرض و نگهدارندهء فقر . ( فرهنگ عرفانى ) صوفى در دو سراى با خدا جز خداى را نبيند . ( شبلى )
طالب
جويندهء راه عبوديّت و محمدت كمال . ( فرهنگ عرفانى )
طريقت
سيرت مخصوص سالكان به خداى - تعالى - از قطع منازل و ترقّى در مقامات .
( التّعريفات )
طوارق
آنچه وارد بر قلوب اهل حقايق شود از طريق سمع . ( فرهنگ عرفانى )
طوالع
نخستين چيزى كه از اسماء الهيّه بر باطن بنده تجلّى كند و اخلاق و صفات او را به تنوير باطن نيكو گرداند . ( التّعريفات )
عارف
كسى كه حضرت الهى او را به مرتبت شهود و اسماء و صفات خود رساند . ( فرهنگ عرفانى )
عالم امر
جهان ملكوت و عالم غيب . ( فرهنگ عرفانى )
عالم خلق
فرع و تابع عالم امر است . ( فرهنگ عرفانى )
عالم شهادت
مظهر اسم ظاهر مطلق و آخرت است . ( فرهنگ عرفانى )
عالم علوى
مقابل عالم سفلى ؛ عوالم روحانى كه ملكوت و جبروت است . ( فرهنگ عرفانى )
عالم غيب
مرتبت احديّت است . ( فرهنگ عرفانى )
عالم قرب
جهان ارتفاع وسايط است ميان عبد و موجد آن . ( فرهنگ عرفانى )