مقامات معنوى نايل آيد . ( فرهنگ عرفانى )
مجذوب مجرّد
آن باشد كه حق تعالى دل او را به نور يقين منوّر گرداند و حجاب ميان او و حضرت عزّت برداشته شده باشد ( متن ترجمه )
محاسبه
حساب كارها كردن و نعمت از فتنه شناختن و تمييز ميان نيك و بد . ( فرهنگ عرفانى )
محاضره
حضور قلب است به استيلاى سلطان ذكر و مكاشفهء حضور اوست به نعمت بيان و مشاهدهء وجود حق . ( فرهنگ عرفانى )
محبّت
غليان دل است در مقام اشتياق به لقاى محبوب ؛ محبّت خدا آن است كه بنده را از معاصى برهاند و وى را مقامات و احوال عاليه كرامت فرمايد . ( فرهنگ عرفانى ) محبّت محو شدن محبّ به صفات خود و اثبات محبوب است به ذات او . ( قشيرى )
محبوب
به طور مطلق ، حق - تعالى - را گويند ؛ و هر محبّ كه در محبّت فانى شود ، به ذات محبوب مىرسد . ( فرهنگ عرفانى )
محو
محو اوصاف عادت است ، همانطور كه اثبات اقامهء احكام عادت است ؛ و بر سه طريق است : محو زلّت از ظواهر ، محو غفلت از ضماير ، محو علّت از اسرار . ( فرهنگ عرفانى )
مخالصه
يكى از اقسام اخلاص و حالات متصوّفه است . ( متن ترجمه )
مدارا
سازش با مردمان ، تحمّل ايذاى مسلمانان و از جملهء اخلاق صوفيان است . ( متن ترجمه )
مرابط
مرادف با مجاهد و همانند اوست . ( متن ترجمه )
مراد
مقصود و مطلوب و مقتداست ؛ عارفى است كه او را از خود اراده نباشد و به نهايت مقامات رسيده باشد . ( فرهنگ عرفانى )
مراقبه
استدامت علم بنده است به اطّلاع پروردگار بر جميع احوال وى . ( التّعريفات )
مريد
كسى است كه از ارادهء خود مجرّد شده و از ما سوى اللّه بريده باشد و ارادهء خود ار در ارادهء خدا محو سازد و جز آنچه حق خواهد ، نخواهد . ( التّعريفات )
مسامره
خطاب حق است از عالم اسرار و غيوب به عارفان . ( التّعريفات )
مسبّعات
دعاى مخصوصى كه آن در فاصلهء طلوع و غروب آفتاب هفت بار خوانده مىشود و گناهان كبيره و صغيره بدان بخشوده مىگردد ؛ اين دعا را ابراهيم تيمى از خضر آموخت . ( متن ترجمه )
مشاهده
حضور حق و مشاهدهء وى به دلايل توحيد كه فوق مكاشفه و عين مقام جمع است .
( فرهنگ عرفانى ) مشاهدات مرده ريگهاى مجاهدات است . ( سهل بن عبد اللّه )
مشتاق
عاشق و شيفته كه دلش اسير پيغام و مست مهر از جام محبوب است . ( فرهنگ عرفانى )
مطلوب
چيزى يا كسى كه به دليل خواسته شود و مقصود از آن ذات حق است . ( فرهنگ عرفانى )