خواطر
وارداتى است كه بدون سابقهء تفكّر و تدبّر در قلب پيدا شود و بر چهار قسم است : خاطر ربّانى ، خاطر ملكى ، خاطر نفسانى ، خاطر شيطانى ( التّعريفات )
خوف
از جملهء منازل و مقامات طريق و ترس از فوت محبوب و دخول مكروه در قلب است .
( فرهنگ عرفانى )
دل
نفس ناطقه و محلّ تفصيل معانى و مخزن اسرار حق است . ( فرهنگ عرفانى )
دل
را هفت طور است به جاى هفت عضو ظاهر : اول ، صدر جاى اسلام و محلّ وسوسه است . دوم ، قلب جاى ايمان است . سوم ، شغاف جاى مطلق محبّت است . چهارم ، فؤاد جاى مشاهده و رؤيت است . پنجم ، حبّة القلب محلّ محبّت خاصّهء ربّ العزّه است . ششم ، سويدا محل مكاشفات و معدن علوم لدنيّه است . هفتم ، مهجة القلب معدن ظهور تجليّات انوار الهى است .
ديمومى
خلود و يكى از اوصاف بارى - تعالى - است . ( متن ترجمه )
ذكر
خلاف نسيان ؛ نور مؤمن و جلاى صدر و استيلاى مذكور بر قلب است . ( فرهنگ عرفانى ) ذكر خدا حلال است و در آن حرامى نيست و ذكر جز او حرام و در آن حلالى نيست .
( سعيد بن مسيّب )
ذوق
درجهء شهود است و مرتبهء كامل آن را « شرب » گويند . ( فرهنگ عرفانى )
ذهول
حالت غفلت و نسيان ؛ و در فلسفهء مدركات در مرتبت خفا را گويند . ( فرهنگ عرفانى )
ربوبيّت
از صفات ذات و نفاذ امر و مشيّت و تقدير و قضيّت ، و دون مرتبهء الوهيّت است .
( فرهنگ عرفانى )
رجا
در اصطلاح ، تعلّق قلب به حصول محبوب در مستقبل است . ( التّعريفات )
رضا
رفع كراهت و تحمّل مرارت احكام قضا و قدر است . مقام رضا بعد از مقام توكّل است .
( فرهنگ عرفانى )
رضا آرامش دل است در مجارى احكام . ( حارث محاسبى )
روح
القا آتى است كه از عالم غيب با وجهى مخصوص به قلب مىرسد و امر خداست .
( فرهنگ عرفانى )
روح انسانى
لطيفهء عالم مدرك از انسان راكب بر روح حيوانى است كه از عالم امر نازل شده است و خرد از ادراك كنه آن عاجز است . ( التعريفات )
روح حيوانى
جسم لطيفى است كه منبع آن تجاويف قلب صنوبرى شكل است و به واسطهء عروق به ساير اجزاى بدن سارى است . ( التّعريفات )
روح علوى
روح برتر ، كه عاشق حضرت عزّت است . ( متن ترجمه )