تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عوارف المعارف ( فارسى ) — صفحة 272

مساهمون:

ص٢٧٢

خواطر

وارداتى است كه بدون سابقهء تفكّر و تدبّر در قلب پيدا شود و بر چهار قسم است : خاطر ربّانى ، خاطر ملكى ، خاطر نفسانى ، خاطر شيطانى ( التّعريفات )

خوف

از جملهء منازل و مقامات طريق و ترس از فوت محبوب و دخول مكروه در قلب است . ( فرهنگ عرفانى )

دل

نفس ناطقه و محلّ تفصيل معانى و مخزن اسرار حق است . ( فرهنگ عرفانى )

دل

را هفت طور است به جاى هفت عضو ظاهر : اول ، صدر جاى اسلام و محلّ وسوسه است . دوم ، قلب جاى ايمان است . سوم ، شغاف جاى مطلق محبّت است . چهارم ، فؤاد جاى مشاهده و رؤيت است . پنجم ، حبّة القلب محلّ محبّت خاصّهء ربّ العزّه است . ششم ، سويدا محل مكاشفات و معدن علوم لدنيّه است . هفتم ، مهجة القلب معدن ظهور تجليّات انوار الهى است .

ديمومى

خلود و يكى از اوصاف بارى - تعالى - است . ( متن ترجمه )

ذكر

خلاف نسيان ؛ نور مؤمن و جلاى صدر و استيلاى مذكور بر قلب است . ( فرهنگ عرفانى ) ذكر خدا حلال است و در آن حرامى نيست و ذكر جز او حرام و در آن حلالى نيست . ( سعيد بن مسيّب )

ذوق

درجهء شهود است و مرتبهء كامل آن را « شرب » گويند . ( فرهنگ عرفانى )

ذهول

حالت غفلت و نسيان ؛ و در فلسفهء مدركات در مرتبت خفا را گويند . ( فرهنگ عرفانى )

ربوبيّت

از صفات ذات و نفاذ امر و مشيّت و تقدير و قضيّت ، و دون مرتبهء الوهيّت است . ( فرهنگ عرفانى )

رجا

در اصطلاح ، تعلّق قلب به حصول محبوب در مستقبل است . ( التّعريفات )

رضا

رفع كراهت و تحمّل مرارت احكام قضا و قدر است . مقام رضا بعد از مقام توكّل است .

( فرهنگ عرفانى )

رضا آرامش دل است در مجارى احكام . ( حارث محاسبى )

روح

القا آتى است كه از عالم غيب با وجهى مخصوص به قلب مىرسد و امر خداست . ( فرهنگ عرفانى )

روح انسانى

لطيفهء عالم مدرك از انسان راكب بر روح حيوانى است كه از عالم امر نازل شده است و خرد از ادراك كنه آن عاجز است . ( التعريفات )

روح حيوانى

جسم لطيفى است كه منبع آن تجاويف قلب صنوبرى شكل است و به واسطهء عروق به ساير اجزاى بدن سارى است . ( التّعريفات )

روح علوى

روح برتر ، كه عاشق حضرت عزّت است . ( متن ترجمه )