رهبت
مقامى از مقامات ترسندگان است . ( فرهنگ عرفانى )
رىّ
سيرابى ؛ و از جملهء اشارات صوفيان است . ( متن ترجمه )
زاهد
رو گرداننده از دنيا . زاهدى چيست ؟ - ترك بد گفتن . ( فرهنگ عرفانى )
زهد
ترك ميل ، و كينهء دنيا به دل گرفتن و از آن روى گردانيدن . ( التّعريفات )
زهد ثالث
بالاى « زهد در زهد » ؛ حق - تعالى - زاهد را مختار كند در اخذ و اعطا و او متصرّف باشد در ممالك بالا و نشيب . ( متن ترجمه )
زهد در زهد
ترك اختيار كردن و از وجود خود منسلخ شدن ، در اخذ مختار و در اعطا مجبور بودن . ( متن ترجمه )
سالك
كسى است كه در مقامات به حال خود مىرود نه به علم و تصوّر خود . ( التّعريفات )
سالك مجرّد
يكى از طبقات چهارگانهء غوّاصان بحار تمكين كه شيخى را نشايد چون بقيّت صفات نفسانى در او باشد . ( متن ترجمه )
سالك متدارك به جذبه
يكى از طبقات اربعهء غوّاصان بحار تمكين كه بدايت او مجاهدهء بسيار باشد به شرط متابعت رسول ( ص ) . ( متن ترجمه )
سجادهء صوفى
كنايه از گوشهء صوفى كه جايگاه خاص وى است . ( متن ترجمه )
سرّ
لطيفهاى است نهاده در قلب ، چون روح در بدن ؛ و آن محلّ مشاهده است ، چنان كه روح محلّ محبّت و قلب محلّ معرفت است . ( التّعريفات )
سطوت
قهّاريّت انوار الهى . ( فرهنگ عرفانى )
سفر
سير قلب است در توجّه به حق به وسيلهء ذكر كه خود اقسامى دارد : 1 - سير به سوى خدا 2 - سير در خدا 3 - سير و ترقى به عين الجمع 4 - سير از حق به خلق . ( التعريفات )
سكر
ترك قيود ظاهرى و باطنى و توجّه به حق . از مقامات محبّين است . ( فرهنگ عرفانى )
سكون
آرامش ، و از نتايج توكّل است . ( فرهنگ عرفانى )
سلوك
طىّ مدارج توبه و مجاهدت و خلوت و عزلت و . . . براى رسيدن به مقام وصل . ( فرهنگ عرفانى )
سماع
آوازى است كه حال سالك را منقلب كرده او را و اصل مىسازد . سالك به سماع توجّهى به علل و مبادى نمىكند و جز خداوند چيزى نمىبيند . ( فرهنگ عرفانى )
شرب
حلاوت طاعت و لذّت كرامت و راحت انس است . ( فرهنگ عرفانى )
شكر
سپاس در برابر نعمت حق است به زبان و دست و قلب . ( التّعريفات )