تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عوارف المعارف ( فارسى ) — صفحة 266

مساهمون:

ص٢٦٦

نگران بودن

( نگران : منتظر ، بيننده و تأمّل‌كننده ، برهان قاطع ) : بايد كه او را نگرانى نباشد به شيخى ديگر . ( ص 165 )

نيّت آوردن

قصد كردن : و نيّت چنين بايد آورد كه نيّت آوردم كه نماز فريضه بر خود مباح كنم . ( ص 65 )

وتر گزاردن

نماز فرد يك ركعتى خواندن ( مقدّمة الادب ) : و چون بخواهد خفت ، وتر بگزارد و بر طهارت بخسبد ( ص 148 )

وزن ديدن

( خود را ) براى خود وزن و مقدارى قايل شدن : حقيقت مشاهده آن است كه خود را در حضرت وزنى نبيند . ( ص 15 )

وسط نگاه داشتن

ميانه‌روى كردن : در حالت درويشى و توانگرى وسط نگاه داشتن ( ص 114 ) ؛ مأخوذ از حديث خير الأمور اوسطها ( نهج الفصاحة ، ص 312 )

وقت شوراندن

پريشان كردن و آشفتن وقت : چون ناگاه مسافر سلام كند ، وقت ايشان بشوراند . ( ص 71 )

وهده

جاى نشيب ( مقدّمة الادب ) : در حضيض غوايت و وهدهء ضلالت و جهالت نمايد . ( ص 3 )

هامّه

ميان بالاى سر ( المرقاة ) : روزه هماى سعادت است كه بال جلال بر هامّهء احوال سالك مىگستراند . ( ص 138 )

هجوع

خفتن ( المصادر ) : پرتو حالات و . . . به سبب جوع و ترك هجوع ، ظاهر و زاهر شود . ( ص 138 )

هر دوان

هر دو ( فرهنگ معين ) : هر دوان قدح پر از خون تازه و گوشت تازه كردند . ( ص 141 )

هفو

زلّت و خطا ( المصادر ) : و ذيل عفو بر هفو وى پوشانند . ( ص 3 ) .

يد بيضا كردن

( يد بيضا ، دست سفيد ) ، كنايه از معجزه و كرامت كردن ( آنندراج ) ؛ مأخوذ از اعراف 7 / 108 : از حقوق صحبت آن است كه در بذل و ايثار با يكديگر يد بيضا نمايند . ( ص 170 )

يفاع

بلند و فراخ ( المرقاة ) : و منتهى آن باشد كه صاحب نفس باشد و متمكّن در يفاع احوال . ( ص 195 )
عوارف المعارف ( فارسى ) — صفحة 266 | عمر السهروردي / ابومنصور اصفهانى