يابند . ( متن ترجمه )
بسط
اشراق قلب است به لمعان نور حال و سرور ، بسط براى عارف به منزلهء رجاء است براى مستأنف . ( فرهنگ عرفانى )
بشريّت
ظاهر و مشهود بودن ، انسان را از آن جهت بشر گويند كه ديده مىشود و نمايان است با بشرهاى ظاهر الجلد . ( آنندراج )
بُعد
تقيّد به قيد صفات بشرى و لذّات نفسانى كه موجب بعد است از مبدأ حقيقى و عدم اطّلاع بر حقيقت حال . ( فرهنگ عرفانى )
بقا
سير فى اللّه ، آنچه مشهود بنده است به حكم و اللّه خير و ابقى . دوام بعد از فنا . ( فرهنگ عرفانى )
بوادى
ج باديه ، صحرا ؛ و در اصطلاح ، از جملهء اشارات اهل حق است . ( متن ترجمه )
بواده
آنچه به طور ناگهانى از عالم غيب به قلب برسد ، خواه موجب فرح باشد و خواه سبب اندوه . ( فرهنگ عرفانى )
پيشرو
قطب و امام در سير و سلوك . ( متن ترجمه )
تأديب
از جملهء اشارات اهل حق است . ( متن ترجمه )
تائب
بازگردنده از گناه و يكى از عمّال چهارگانه است : تائب ، زاهد ، مشتاق ، و اصل . ( متن ترجمه )
تجاوز
گذشت و بخشش و اين خصلت از جملهء اخلاق صوفيان است ( متن ترجمه )
تجريد
برهنه بودن ظاهر از اغراض دنيوى و باطنا طلب نكردن چيزى به خاطر ترك دنيا .
( فرهنگ عرفانى )
تجليه
تابيدن نور مكاشفه بر دل عارف و تجلّى آن . ( فرهنگ عرفانى )
تجلّى
آنچه از انوار غيب ، بر دلهاى پاكان مىتابد . ( التّعريفات )
تذويب
گداختن نفس به آتش رياضت و از جملهء اشارات صوفيان است . ( متن ترجمه )
ترك تكلّف
بنياد تصوف و از جملهء اخلاق صوفيان است ، چنان كه گفتهاند : التّصوف ترك التكلّف . ( متن ترجمه )
تزكيه
پاكيزه ساختن نفس از شرور . وقتى نفس بدان صفت متّصف شود ، ميان دل و نفس مصالحت بود . ( متن ترجمه )
تسليم
انقياد فرمان حق و ترك اعتراض را گويند . ( التّعريفات )
تصفيه
مصفّى ساختن دل و نفس و يكى از رياضات اهل تصوّف است . ( متن ترجمه )