تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عوارف المعارف ( فارسى ) — صفحة 267

مساهمون:

ص٢٦٧

فرهنگ اصطلاحات و تعبيرات عرفانى

ابد

مدتى كه پايان آن در انديشهء آدمى نگنجد ، زمان بىانتها . ( التّعريفات )

ابدال

اولياى حق ؛ خداوند جهان را به هفت اقليم تقسيم كرد و براى هر اقليمى يكى از بندگان خاصّ خويش را برگزيد ، اين بندگان خاص را ابدال گويند . ( فرهنگ عرفانى )

اتّصال

پيوستن ؛ و در اصطلاح ، نهايت جملهء احوال شريفهء اتّصال محبّ به محبوب است . ( فرهنگ عرفانى )

اثبات

در مقابل محو ، و مقصود از آن اثبات بقاى حق به فناى صفات بشرى است . ( فرهنگ عرفانى )

احديّت

اسم آن مرتبهء ذات است كه آنجا اعتبار اطلاق ذات نمايند . ( فرهنگ عرفانى )

احسان

نيكى در مقابل بدى ؛ و از جملهء مكارم اخلاق است ، و عبارت است از كمال عبوديّت خالصا لوجه اللّه . ( فرهنگ عرفانى )

احوال

كيفيّاتى كه در صوفى پيدا مىشود ، موهبتى است از طرف حق ؛ احوال چون برق است و در ذى الحال ثابت نيست ، و اگر ثابت ماند ، حديث نفس است . ( فرهنگ عرفانى )

اختيار

آن است كه صوفى به عنايت ازلى اختيار حق را بر اختيار خويش برگزيند . ( فرهنگ عرفانى )

اخلاص

رهايى قلب از شوايب كدورات است و كار مخلصان حق را گويند . ( التّعريفات )

اخوان الصّفا

ياران پاكدل و دوستان راستين . ( فرهنگ عرفانى )

ادب

معرفتى كه بدان از همهء خطاها احتراز مىشود . ( التّعريفات )

ارادت

طلب غذاى روح است به وسيلهء قلب از طيب نفس و اقبال و رضا نسبت به اوامر حق تعالى . ( التّعريفات )

اربعينيّات

اوراد و عباداتى كه صوفيان در مدت چهل شبانه‌روز بدان اقدام كنند . ( فرهنگ
عوارف المعارف ( فارسى ) — صفحة 267 | عمر السهروردي / ابومنصور اصفهانى