تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عوارف المعارف ( فارسى ) — صفحة 260

مساهمون:

ص٢٦٠

دليل كردن

دلالت كردن : اين حديث دليل مىكند بر اينكه . . . ( ص 80 )

دماميل

ج دمّل ، زخم ( مقدّمة الادب ) : و السّماء و . . . بخواند تا از دماميل و دردها امان يابد . ( ص 162 )

دور باش

نيزهء دو شاخهء مرصّع كه پيشاپيش شاهان مىبردند ( آنندراج ) : و به دور باش غيرت ، اوباش غيريّت دور كند . ( ص 189 )

دوسانيدن

چسباندن ( آنندراج ) : . . . و خويشتن را به دو مىدوسانيد . ( ص 116 )

دهن‌يافه

دهن‌دره ، خميازه : هفت چيز در نماز از شيطان است . . . و دهن‌يافه . ( ص 136 )

ديگر

بار ديگر ، باز ( برهان قاطع ) : ديگر او را پيغام داد و گفت : . . . ( ص 49 )

ديوبردگان

( مركّب اضافى مقلوب ) ، بردگان شيطان ، شيطان ، ديو ( مقدّمة الادب ) : ديو و ديو بردگان او را به اسيرى برند . ( ص 165 )

ذات الجنب

ورم حادّى كه در حوالى سينه به هم رسد ( حواشى الأبنية عن حقايق الادويه ) : دل در خفقان آيد و ذات الجنب طلبش بگيرد . ( ص 14 )

ذرايع

ج ذريعه ، وسيله ، ( المرقاة و منتهى الارب ) : به واسطهء آن ذرايع اكيد و شوافع حميد از سمت شبهت و وصمت ريبت محروس و محفوظ بماندند . ( ص 52 )

راويه

مشك آب ( مقدّمة الأدب ) : راويه‌ها پر كردند و وضو ساختند ( ص 69 )

رجوليّت

مردانگى ، جوانمردى ( فرهنگ معين ) : چون ايشان به خرد شامل و . . . اين رجوليّت ظاهر كردند . ( ص 47 )

رخصت

جائز داشتن ، آسان گرفتن ( آنندراج ) : اگر من در بعضى امور رخصتى جائز دارم . . . شما با من چگونه باشيد ؟ ( ص 53 )

رشاشة

آنچه از آب و اشك و خون ترشح كند ، نم ( مختار الصحّاح ) : و از رشاشهء بول احتراز كند ( ص 125 )

رغايب

ج رغيبه ، مال گرانبها ( مقدّمة الادب ) : غرايب رغايب روشنايى چشم ايشان دربار دارد . ( ص 138 )

رفيقى كردن

دوستى كردن و رفاقت : گاه‌گاه راحتى به نفس مىرساند و با او رفيقى مىكند . ( ص 51 )

رقيت

افسون ( المرقاة ) : حريص باشد به رقيت و افسون و معالجهء آن ( ص 44 ) .

ركوه

مشك چرمى كوچك ، آبخورى كوچك : رسول - عليه السلام - دست مبارك در ميان ركوه نهاد و آب از ميان انگشتان وى بزاييد همچنان‌كه از چشمه بيرون آيد . ( ص 68 )

رنگ‌پوش

رنگ : ژنده‌اى كه درويشان پوشند ( برهان قاطع ) ، ژنده‌پوش : شرح اوضار و اوزار