تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عوارف المعارف ( فارسى ) — صفحة 188

مساهمون:

ص١٨٨
شيخ - رحمه - گفت كه : رسول - صلعم - به استدعا طلب محبّت خاص كرد . و ببايد دانست كه : محبّت را وجوه بسيار است و بواعث محبّت در وجود انسان بر انواع است : اوّل ، محبّت روح است ، و پس محبّت دل ، و پس محبّت عقل ، پس محبّت نفس . و آنكه رسول - صلعم - گفته است : از اهل و مال و آب سرد ، استيصال بيخ محبّت غير است تا محبّت خاص غالب آيد . و اين محبّت ، مشاهدهء ذات بارى سبحانه و تعالى باشد به اعتكاف روح در مقام قرب . و اين محبّت ، از احوال تولّد كند كه عطاى محض و بخشش صرف باشد . و اين محبّت در احوال همچنان توبه است در مقامات . و چون اين محبّت مستحكم شود ، جملگى احوال محقّق شود از فنا و بقا و صحو و محو . قال اللّه تعالى :
« يَجْتَبِي إِلَيْهِ مَنْ يَشاءُ وَ يَهْدِي إِلَيْهِ مَنْ يُنِيبُ »
« * » يعنى اهل محبّت بر دو نوعند : اهل اهتدا . و اهل اجتبا . اهل اهتدا جمعى باشند كه به قدر تزكيهء نفس و تصفيهء دل و تجليهء روح ، بساط اطوار مقامات طى كنند و ورد وقتشان اين بود بيت :
آن جوى كه هيچ كرد گردت نكند * بيرانى چرخ ، روى زردت نكند
گر در ره عشق او بپوئى يك‌چند * جائى برسى كه هيچ دردت نكند
و اهل اجتبا ، قومى باشند كه حق سبحانه و تعالى به جود الهى و كمال پادشاهى و حكم كرم [ و ] جذبهء لطف ، خلعت خاصّ محبّت در ايشان پوشاند . از تجلّى آن جمال جلال ، معمور نور آن محبّت شوند و سوختهء اين جمال گردند . و زبان وقتشان بدين ترانه‌سرايان شود قطعه :
اى جمالت جمله جانها سوخته * عزّت نامت زبانها سوخته
لفظ و معنى در جلالت گمشده * پرتو قدرت نشانها سوخته
عارفانت با بلا در ساخته * زاهدانت خان‌ومانها سوخته
آتش عشقت فتاده در ميان * خرمن اين‌ها و آن‌ها سوخته
من كيم در راه تو ، بيچاره‌اى * دل شكسته ، استخوانها سوخته
خرج كرده در رهت عمرى دراز * وز يقين تو گمانها سوخته
با تو خو كرده ، ز خود سير آمده * بىحجاب اندر عيانها سوخته
و باشد كه در محبّت اثنينيّت خود را گم كند و زبان حالش اين بيان كند بيت :
انا من اهوى و من اهوى انا * نحن روحان حللنا بدنا
فإذا ابصرته ابصرتنى * و اذا ابصرتنى ابصرتنا « * * »
شيخ نجم الدّين - رض - در اين معنى گفته است بيت :
مائيم كنون ز عشق يكتا شده دوست * بر هستى ما بهست پيدا شده دوست
از بوقلمون عشق ، اين طرفه نگر * گاهى شده دوست ما و گه ما شده دوست
هامش
( * ) شورا / 42 : 13 . ( * * ) ديوان حلاج ص 280 باهتمام كامل مصطفى شيبى .