ضربت بلا بيشتر باشد كه در خصب و نعمت . و ورد وقتش اين بود شعر :
امروز دلم در اهتمام غم تست * در خِطّهء دل ، خطبه بنام غم تست
شادى و سعادتِ دلم باد اگر * آزاد ز شادى و غلام غم تست
قولهم فى الخوف ] : قال رسول - اللّه - صلعم - : « رأس الحكمة مخافة اللّه عزّ و جلّ » « * » يعنى سردار و مهتر حكمت ترس خداى تعالى است . و گفتهاند : خايف نه آنست كه مىگريد و چشم مىسترد . بل كه خايف آنست كه معاصى ترك كند . و بعضى گفتهاند : كه خائف آن باشد كه ، خوف او از جلال حق تعالى باشد نه از عقوبت . و سهل - رحمه - گفت : خوف نر است و رجا ماده و از مخالطت هر دو ايمان تولّد تو كند . و ذو النّون - رحمه - گفت : تا خوف ، دل را پخته نگرداند ، محبّ به محبّت حضرت عزّت نرسد . پس خائف آن باشد كه ورد وقتش اين باشد بيت :
گوئى ز كسان آن جهان خواهم بود * يا هرزه دوان كاروان خواهم بود
هندوى گريز پا كه با خواجه رسد * حالش چه بود ؟ من آنچنان خواهم بود
قولهم فى الرّجاء : آوردهاند كه : اعرابى به نزديك رسول - صلعم - آمد و گفت : يا رسول اللّه ! فرداى قيامت حساب بندگان كه خواهد كرد ؟ گفت : خداى تعالى به خودى خود .
اعرابى بخنديد . رسول - صلعم - وى را گفت : خنديدن تو بر چيست ؟ گفت : كريمان چون قادر شوند ، عفو كنند . و چون حساب كنند ، مسامحت كنند . شاه كرمانى - رحمه - گفت : علامت رجا حسن طاعت است . و بعضى گفتهاند : رجاء ، رؤيت جلال حق است كه به عين نيستى به هستى خود نظر كند . و بكلّى بر در رها كند . آنگاه قصد سراچهء انس و خلوتخانهء وحدت كند و ورد وقتش اين بود بيت :
عشق آن نبود كه عاقبت زان برهند * جان مىبايد كه بر سر دل بدهند
من خود بنهم قاعدهاى در ره عشق * تا بىخبران ، قدم درين ره ننهند
قولهم فى التّوكّل : قال اللّه تعالى :
« وَ عَلَى اللَّهِ فَتَوَكَّلُوا إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ »
« * * » . ذو النّون - رحمه - گفت : توكل ، ترك تدبير نفس است و بيرون شدن از حول و قوّت خود . و بعضى گفتهاند :
تقوى و يقين ، مثل هر دو كفه ترازو است و توكّل زبانهء ترازو . شيخ - رحمه - گفت : توكّل خواص اهل معرفت را باشد . كه اسباب همه مرده بينند و حيات آن از وكيل مطلق دانند و بگويد بيت :
اى عشق چه چيزى كه جهان از تو خوش است * وقتِ دل ما و عيش جان از تو خوش است
هامش
( * ) جامع الصغير ج 2 ص 32 .
( * * ) مائده / 5 : 23 .