تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عوارف المعارف ( فارسى ) — صفحة 179

مساهمون:

ص١٧٩
مرئيّات شود . همچنين ، چون دل صقال يابد و سواد العين عقل به قوّت بود ، به اشعّهء آن محيط جمله معلومات شود . و اين حال است كه حقّ اليقين مىخوانند . و دل را مىشكافد . و نسبت اين حال در مشاهده [ همان نسبت است كه خشت پخته از خاك ، اول خاكست ، پس خشت ، پس آجر ، همچنين ، مشاهده ] اصل است و فناى گل بقاى آجر . اين خال ، عزيزتر حالهاست و اصل همه حالها . و بعضى گفته‌اند : حال ، آنگاه حال خوانند كه دايم باشد . و چون وى را ثباتى نباشد ، آن را لوائح و طوالع و بوادر خوانند . و اين ، مقدّمات احوال باشد نه حال . و ببايد دانست كه : نازلهء حال ، حلقه بر در دل مىزند تا جمله مقامات درست كند ، چون مقام توبه و زهد و توكّل و رضا . و احوال نامتناهى است . از بهر آنكه ، از مواهب و بخشش حق تعالى است ، و مواهب حق تعالى نامتناهى است . از بهر [ اين ] سرّ عزيز و حال شريف ، شيخ محقّق بايزيد بسطامى - رحمه - به مريد گفت كه : اگر خداى تعالى ، روحانيّت عيسى و مكلّميّت موسى و خلّت ابراهيم به تو بخشد ، بدان قانع مشو و بالاتر از اين حالها مىخواه . از بهر آنكه ، احوال مواهب است . و مواهب حق تعالى نامتناهى است . و رسول - صلعم - با كماليّت احوال ، هرگز پاى فراغت در دامن قناعت نكشيد ، و حلقهء طلب بر سندان امل مىزد و مىگفت از غايت تواضع و افكندگى : اللّهمّ ما قصر عنه رأيى و لم تبلغه نيّتى و امنيّتى . يعنى : خدايا ! آنچه خواست و آرزوى من بدان نرسد و نيّت و همت من از آن قاصر مىآيد از حالهاى عزيز و مقامات شريف ، از تو مىخواهم . و ببايد دانست كه : شرح احوال به تحرير بنان و تقرير بيان راست نيايد ، و نطاق نطق خاطر حاضر آن نشود . و حوالت اين احوال به خازن قضا است كه در خزانهء بىكرانه ، اين فتوح به مفتاح عنايت و مقلاد حمايت بگشايد . و مخصوصان حضرت ازل را از آن عطايا و مزايا محظوظ مىدارد . مقرّر اين مقال و محقّق اين حال ، اين آيت است كه :
« ذلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشاءُ وَ اللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ »
. « * »

باب پنجاه و نهم در بيان مقامات به طريق ايجاز و اختصار

قال اللّه تعالى :
« يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا تُوبُوا إِلَى اللَّهِ تَوْبَةً نَصُوحاً »
« * * » . قال رسول اللّه - صلعم - انّه ليغان على قلبى و انّى لأستغفر اللّه فى اليوم سبعين مرّة « * * * » .
« وَ تُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِيعاً أَيُّهَا
هامش
( * ) جمعه / 62 : 4 . ( * * ) تحريم / 66 : 8 . ( * * * ) عوارف ص 475 « . . . مائة مرّة » و احاديث مثنوى ص 139 .