كه ، انصاف بدهند و انصاف طلب نكنند . فرد :
در راه مقامرى كسى آمد چُست * كانصاف ز خود بداد و انصاف نجست
ابو عثمان حيرى گفته است كه : حقّ صحبت آن است كه ، آنچه ترا باشد ملك هم صحبت دانى ، و طمع مال و ملك او نكنى . و از نفس خود انصاف بدهى ، و انصاف طلب نكنى ، و خود را تابع و محكوم او دانى و طمع در تبعيّت او نكنى ، و هر چه او به تو دهد اگرچه اندك باشد ، نزد تو بسيار بود . و هرچه تو به دو دهى اگرچه بسيار بود ، پيش تو اندك نمايد . و از ادب صحبت آنست كه بر يكديگر مشفق باشند . آوردهاند كه ابراهيم ادهم - رحمه - به روز ، به روزه بودى و پاسبانى باغات كردى ، و آنچه به اجرت بستدى بر ياران ايثار كردى . وقتى با جمعى صحبت داشت و ايشان به روز به روزه بودند ، در وقت افطار ، ابراهيم دير وقت پيش ايشان رفت ، ايشان افطار كردند و بخفتند در وقت غلبهء خواب ، ابراهيم باز آمد ايشان را خفته يافت ، گفت : بيچارگان از غايت گرسنگى بخفتند ، آرد پارهاى با خود داشت ، خمير كرد و بپخت و طعامى از بهر ايشان ترتيب داد و ايشان را بيدار كرد و گفت : مگر خفتن شما به سبب نايافت طعام بود ؟ ايشان با خود گفتند :
نيك بينيد كه ما به چه چيز با او معاملت مىكنيم ، و او به چه نيّت با ما معاملت مىكند . و از ادب صحبت آنست كه ، اگر يار او را بخواند ، نگويد : به كجا ، يا كدام موضع مرا مىبرى ؟ . و بعضى علما گفتهاند : هرگاه كه رفيقى يارى بخواند و وى را گويد : برخيز . اگر رفيق گويد : به كجا ؟ همراهى او مكن ، كه او همصحبتى را نشايد . و از ادب صحبت آنست كه در ضيافت ترك تكلّف كند و با او مداهنت نكند . و ببايد دانست كه فرق ميان مدارا و مداهنت آنست كه ، آنچه مكروه باشد [ از يار ] به دو نمايند ، اصلاح دين و تعيّش او به رفق و مدارا . و مداهنت آن باشد كه ، هر آنچه به رفيق گويد طلب حظّ خود و جذب مال و جاه باشد . و از ادب صحبت آنست كه ، اگر رفيقى به امتحانى مبتلا شود ، او از بهر او غمناك شود ، و به تضرّع از حضرت عزّت درمىخواهد تا حق تعالى او را نجات دهد . آوردهاند كه : دو رفيق بودند ، يكى به بلاى عشق مخلوقى ممتحن شد . رفيق ديگر چهل روز خلوتى برآورد و افطار نكرد . تا آنگاه كه او از آن امتحان فرج يافت ، بعد از آن افطار كرد . و از ادب صحبت آنست كه : ياران محتاج نباشند كه با يكديگر به طريق مدارا و اعتذار معاشرت كنند . قال علىّ بن ابى طالب - رض - « شرّ الاصدقاء من احوجك الى المداراة و الجأك الى الاعتذار » . يعنى بدترين دوستان آن باشند كه ، ياران در معاشرت و مصاحبت با ايشان ، محتاج مدارا و عذر باشند . شيخ - رحمه - گفت : آداب صحبت بسيار است و حقوق اخوّت فراوان . و شيخ ابو طالب مكّى - رحمه - در كتاب « قوت القلوب » شرح آن به تمام و كمال تقرير كرده است « * » و حاصل آن آنست كه : هر صحبت و اخوّت كه
هامش
( * ) قوت القلوب فصل 44 از صفحهء 442 تا 489 .