العزيز العليم ، غافر الذّنوب و قابل التّوب شديد العقاب . معنى آنست كه خداى تعالى ، آمرزندهء گناه است و قبولكنندهء توبه . و سخت عقوبت بر جماعتى كه توبت نكنند و بر گناه اصرار نمايند .
چون اين نامه نزد آن دوست رسيد ، گفت : راست مىگويد عمر ، از سر حكمتى بالغ نصيحت مىكند . نيّت توبت كرد و از سر صدق توبتى نصوح بكرد . و در دين و مسلمانى ، منزلتى عالى و مقامى شريف بيافت . و در خبر است كه : رسول - عللم - عبد اللّه عمر را - رض - ديد در راهى كه از چپ و راست مىنگريست . گفت : يا عبد اللّه ترا چه بوده است ؟ گفت : يا رسول اللّه ، برادرى دوست گرفتم و ندانم كه از كدام جانب برفت ؟ رسول - عللم - وى را گفت : چون با كسى دوستى و برادرى افكنى نام او و نام پدرش بپرس و از منزل او با خبر باش . تا اگر بيمار شود ، به عيادت وى روى . و اگر از تو يارى خواهد يارى وى بتوانى دادن . و گفتهاند : آداب همصحبت آنست كه ، در حرمت داشت وى سعى كنى ، و به چشم تعظيم در وى نگرى . و او را بر تن و به جاه و بمال . بر حقوق خود تقديم كنى ، و از غيبت او تغافل كنى ، و راز او با هيچكس در ميان ننهى ، و على الجمله ، با او آن كنى كه ، دوست دارى كه او با تو كند ، و چون از او با تو چيزى گويند ، زود با او در ميان نهى تا از پيش خاطر برخيزد . و نگذارى كه آن خاطر در اندرون تو بيخ و شاخ زند ، كه آن به وحشت و قطعت انجامد . و چون از تو عذر خواهد عذر او قبول كنى كه گفتهاند : تصوّف عذر خلق ديدن است . چون بر مساعى گزيده و افعال پسنديده در حق دوست جائز دارند ، شروع مودّت و صحبت ايشان از شوايب وحشت مصفّى ماند . و چهرهء احوال صداقت ايشان به جمال محبّت خداى آراسته شود . و از سمت شبهت و وصمت ريبت ، محروس و مصون بماند . و اللّه اعلم [ بالصّواب ] و اليه المرجع و المآب .
باب پنجاه و پنجم در بيان آداب صحبت و اخوّت
شيخ - رحمه - گفت : مريد بايد كه ، دايم در تعظيم و احترام شيخ و برادران كوشد . از ابو حفص حدّاد پرسيدند كه : ادب فقرا در صحبت چيست ؟ گفت : نگاه داشتن حرمت شيخ و نيكوى معاشرت با برادران و نصيحت كردن با كهتران ، و ترك كردن صحبت آنان كه با ايشان انكار كنند . و ترك صحبت قومى كردن كه به سبب مال دنيا ، طالب دنيا دوستى ايشان كند . قال اللّه تعالى :
« فَأَعْرِضْ عَنْ مَنْ تَوَلَّى عَنْ ذِكْرِنا وَ لَمْ يُرِدْ إِلَّا الْحَياةَ الدُّنْيا »
« * » و از ادب صحبت آنست
هامش
( * ) نجم / 53 : 29 .