اين معنى روى نمايد . و اهل صحبت سخت عزيزند . و همانا شخصى كه همهء صفات در او جمع بود ، كم يافته شود . از بهر آنكه [ اهل صحبت ] درّ درياى معرفت و درارى فلك حقيقتاند .
و به نور صحبت ايشان راه به سرحدّ معرفت توان برد .
شيخ عبد اللّه انصارى - رحمه - از اينجا گفت : يك نيمروز در صحبت بوالحسن بودم ، و ديگر نيمروز خود بوالحسن من بودم . بيت :
خواهى كه تو در زمانه فردى گردى * يا در ره دين صاحب دردى گردى
اين ره ، بجز از خدمت مردان مطلب * مردى گردى ، چو گِردِ مردى گردى
باب پنجاه و چهارم در بيان گزاردن حقوق صحبت و اخوّت
قال اللّه تعالى :
« وَ تَعاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَ التَّقْوى »
« * » شيخ - رحمه - گفت : در معاونت كردن ياران را ، بسيار آيات قرآن وارد است . جمله محرّض اداى حقوق برادرى خداى را عزّ و جلّ . و شرط آنست كه : مبدأ اختيار صحبت ، نيّت خداى را كند جلّ جلاله و در حسن خاتمت و عاقبت سعى كنند . و از حقوق صحبت آن است كه ، در بذل و ايثار با يكديگر يد بيضا نمايند . و اگر از يكى بىادبى ظاهر شود ، هم صحبت بايد كه او را اعلام نكند . تا آنگاه كه آن كراهيّت از دل خود زائل گرداند .
جنيد - رحمه - گفته است : چون دوستى از دوستى برنجد . آن رنجيدن ، از خوى بد تولّد كند كه در اندرون او پنهان باشد . از بهر آنكه محبّت از بهر حق تعالى را باشد ، صافىتر باشد از آب زلال كه هيچ كدورت برنتابد . ابو سعيد خراز - رحمه - گفت : پنجاه سال در خدمت صوفيان به سر بردم بىآنكه مرا با ايشان مخالفتى افتاد . و از حقوق صحبت آن است كه ، در غيبت يكديگر ذكر محاسن و افعال پسنديدهء يكديگر كنند . و اگر از يكى حالى ظاهر شود كه موجب قطع باشد ، هم صحبت بايد كه آن حال را دشمن دارد و نه دوست . ابراهيم نخعى - رحمه - گفت : به سبب گناهى يا خطائى كه از دوست پيدا شود ، هجران وى اختيار مكن ، كه اگر امروز ارتكاب آن مناهى كرد ، فردا آن را ترك كند . آوردهاند كه : عمر خطاب - رض - دوستى داشت به شام رفت . چون كاروان شام مراجعت كردند ، از حال آن دوست استخبارى كرد .
گفتند : آن دوست از راه رشاد انحراف كرد . ايشان را باززد و بانگى به هيبت برايشان زد و نامهاى بدان دوست نوشت . عنوان نامه اين بود : بسم اللّه الرّحمن الرّحيم حم تنزيل الكتاب من اللّه
هامش
( * ) مائده / 5 : 2 .