بعضى گفتهاند : محلّ عقل دماغ است ، بعضى گفتهاند : دل است ، و اختلاف ايشان بدان سبب است كه عقل را بر يك نسق و قانون نمىبينند . وقتى او را بينند كه محرّض كارهاى نيك است ، و وقتى وى را مىبينند كه مقوّى كارهاى بد است . و دل و دماغ ، نسبتى دارند بدين هر دو صفت ، چون او را محرّض طاعت بينند گويند : مسكن او دل است . و چون او را مقوّى عصيان و عقوق بينند گويند : مسكن او دماغ است ، و ببايد دانست كه : روح علوى ، عاشق حضرت عزّت است ، و بر مثال آنكه عاشق طالب معشوق باشد . او نيز طالب قرب حضرت احديّت و ساحت صمديّت باشد . و از غايت شوق به زبان ذوق اين تقرير كند قطعه :
طلب دلبر زيبا كه كند ؟ : عاشق زار * دامن يوسف صدّيق ، زليخا گيرد
وانكه هر چند طلب بيش كند كم يابد * آنكه اين واقعه از آدم و حوّا گيرد
چه خبر دارد از اين سودا وان صفرا كو * صدق موسى ز عصا و يد بيضا گيرد
اى ملامتگر ما ، باد مپيماى از آنك * ريو و نيرنگ تو هيهات كه در ما گيرد
چون روح علوى قصد مركز خود كند ، دل از مفارقت او اين نالهء زار آغاز كند قطعه :
با شير مادرم غم تو زقه كردهاند * هرگز مباد روزى ، كز من جدا شود
آن است شرط عشق كه جان را هدف كنم * هر تير درد را كه ز شستت رها شود
ناممكن است خود كه ز صد تير درد تو * يك تير از نشانهء جانم خطا شود
اثر وجد و نالهء دل به نفس رسد . نفس نيز چندان نفير به فلك اثير رساند كه مستمعان گويند : و هبّ صحابى را حمين و كلّهم يقول : الا للّه نفس تعنّت - و همچنانكه مادر مهربان از مفارقت فرزند محبوب مىنالد . نفس نيز آواز منادى شوق به سمع اهل ذوق مىرساند و مىگويد بيت :
[ حاشا كه دلم از تو جدا داند شد * يا با كس ديگر آشنا داند شد
از مهر تو بگسلد ، كه را گيرد دوست ؟ * وز كوى تو بگذرد ، كجا داند شد ]
چون نفس ، چنين صفت حزن و حنين ظاهر كند ، به كلّى از علائق و عوائق قطع كند و آيهء :
« قُلِ اللَّهُ ثُمَّ ذَرْهُمْ »
« * » . بر همهء مستلذّات و آرزوها خواند و آن كند كه او را در آن عالم به كار آيد . و اگر به غير اين باشد همه آن كند كه او را به كار نيايد ، و حكم سعادت و شقاوت در اين هر دو حالت پيدا شود .
ذلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ
« * * » . آمديم به شرح ماهيّت نفس و اشارت مشايخ در آن . قال اللّه تعالى :
« وَ نَفْسٍ وَ ما سَوَّاها فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْواها ، قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَكَّاها وَ قَدْ خابَ مَنْ
هامش
( * ) انعام / 6 : 91 .
( * * ) يس / 36 : 38 .