رسول خداى با ما موافقت كن ، از اشتر فرود آمد و با ايشان موافقت كرد و گفت : انّ اللّه
لا يُحِبُّ الْمُسْتَكْبِرِينَ .
« * » و خوردن با ياران فاضلتر است از خوردن با عيال .
باب چهل و چهارم در بيان آداب لباس پوشيدن
شيخ - رحمه - گفت : نيّت صوفى در لباس پوشيدن ، دفع سرما و گرما و ستر عورت باشد . و ببايد دانست كه نفس را در طلب لباس آرزوهاى مختلف است ، و رسول - عللم - گفته است :
هر كس كه جامهاى بخرد به ده درم و در ميان آن درمها يك درم حرام باشد ، حق تعالى نماز فرض و نافلهء او قبول نكند . « * * » و نظر اين طايفه در لباس بر طهارت است و بر آنكه از وجهى حلال حاصل كرده باشد . درويشى را گفتند كه : جامهات دريده است . گفت : از وجهى حلال است . گفتند :
شوخگن است . گفت پاك است . آوردهاند كه ابو سليمان دارانى - رحمه - جامهاى داشت دريده ، احمد ابى الحوارى او را گفت : چه بودى اگر شيخ جامهاى بهتر از اين در پوشيدى ؟ گفت :
كاشكى دل در ميان دلها همچنين بودى كه اين جامه در ميان جامهها . آوردهاند كه امير المؤمنين على - رض - جامهاى به سه درم بخريد و آستين آن دراز بود ، پارهاى از وى ببريد . و امير المؤمنين عمر - رض - گفت : اگر مىخواهى كه صاحب و رفيق رسول - عللم - باشى ، جامه را رقعه كن ، و نعلين كهنه را اصلاح كن و در پاى مىكن ، و اوميد را كوتاه كن و سير مخور . جريرى - رحمه - گفت : چنان ديدم به واقعه در جامع بغداد كه در بهشت شدمى ، و جمع ابرار و صلحا بر مايده نشسته بودند ، خواستم كه نزديك ايشان روم ، ملايكه مرا منع كردند ، گفتم : اين منع از بهر چيست ؟
گفتند : ايشان قانعاناند كه در دنيا به يك جامه قناعت كردهاند و تو صاحب دو جامهاى . از آن روز باز ، نذرى بكردم كه تا در حيات باشم ، بيش از يك جامه ندارم . و شيخ حمّاد دبّاس - رحمه - كه شيخ شيخ ما بود ، جامه به اجارت بستدى سال به سال و در پوشيدى - و استاد جنيد - قد - مرقّعى پوشيده داشت كه يك آستين آن سيزده رطل بود . و در خبر است كه رسول - عللم - گفت كه : هر كس كه قادر باشد كه جامهء نيكو در پوشد ، و ترك كند از براى رضاى حق تعالى و مخالفت نفس را ، حق تعالى لباس و حلّهء بهشت در وى پوشاند . و طايفهاى باشند كه در لباس اختيار نكنند به حكم وقت هر چه فتوح باشد درمىپوشند ، اگر نفس را بدان ميلى بينند ، زود ايثار
هامش
( * ) نحل / 16 : 23« إِنَّهُ لا يُحِبُّ الْمُسْتَكْبِرِينَ »( * * ) اشاره به حديث : « من اشترى ثوبا . . . » جامع الصغير ج 2 ص 280 .