تا نور ذكر با طعام به اجزاى قالب برسد تا در دل هيچ تغيّر پيدا نكند . شيخ ما - رحمه - گفت :
ضياء الدّين - رحمه - گفت : من هرگاه كه طعام خورم در نماز باشم . يعنى : از سر حضور طعام خورم و به دل حاضر حضرت عزّت باشم . و بعضى آن باشند كه در وقت طعام خوردن به ذكر مشغول شوند . و بعضى آن باشند كه به فكر مشغول باشند ، و در دندانها انديشه كنند كه بعضى شكننده است ، و بعضى برنده است ، و بعضى خردكننده است . و در آن انديشه كنند كه حق تعالى در دهان تعبيه كرده است از آب شيرين تا ذوق را متغيّر نگرداند . و همچنانكه آب شور در چشم آفريده است تا پيه را نگاه مىدارد ، و نداوت در بن دندانها پديد كرده است ، تا يارى خائيدن طعام مىدهد ، و قوت هاضمه بر طعام مسلط كرده است تا مدد طعام مىدهد و طعام را به جگر رساند و جگر به مثابت آتش است ، و معده به مثابت ديگ كه آن را پخته گرداند ، و جگر قسّام است [ هر چه خلاصه و صفاوهء طعام است ] به جملهء قوتها و اعضاها برساند . و شرح تشريح دراز است . اين مختصر احتمال آن نكند . هر كه خواهد كه مطالعت قدرت حق تعالى كند ، در تعاون اعضا و تعلّق آن به يكديگر ، در اصلاح غذا و استجلاب قوت ، و انقسام خون و ثفل و شير كه در ميان سرگين و خون بيرون مىآيد [ غذاى اطفال را و ] غذاى آدميان را ،
لَبَناً خالِصاً سائِغاً لِلشَّارِبِينَ
« * »
فَتَبارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقِينَ
« * * » . و در وقت طعام تا تغيّر مزاج از دل ببرد و به تضرّع و ابتهال از حضرت ملك ذو الجلال [ درخواهد ] ، تا آن طعام يار و رفيق او باشد در طاعت و عبادت ، و سبب فساد و نقصان اعتقاد نگردد .
باب چهل و سوم در بيان آداب أكل
شيخ - رحمه - گفت : ادب آنست در طعام خوردن ، مبدأ به نمك [ كند ] كه رسول - عللم - به على گفت - رض - كه : اى على ! چون طعام خواهى خورد ، مبدأ به نمك كن ، و چون خوردن به آخر رسد ، ختم به نمك ، كه نمك شفاى دردهاست و هفتاد درد و علّت از اندرون زائل كند .
[ علّتها چون : ديوانگى و پيسى و درد معده و درد دندان « * * * » . و اوّل ، بسم اللّه بگويد . و ] چون اصحاب بر سفره جمع شوند تا مقدم [ اصحاب ] مبدأ نكند ، اصحاب ابتدا نكنند . [ و به دست راست
هامش
( * ) نحل / 16 : 66 .
( * * ) مؤمنون / 23 : 14 .
( * * * ) اشاره به « يا على ابدأ طعامك بالملح . . . » تحف العقول ص 17 .