تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عوارف المعارف ( فارسى ) — صفحة 141

مساهمون:

ص١٤١
اگر چند عدد مويز و يا خرما بخورد شايد . و غيبت و دروغ و بهتان و قوت حرام ، روزه باطل كند به دليل قرآن : قال اللّه تعالى
« سَمَّاعُونَ لِلْكَذِبِ أَكَّالُونَ لِلسُّحْتِ »
« * » . دروغ و خوردن حرام ، حق تعالى به يكديگر مقرون كرده است . و در خبر است كه : دو زن در عهد رسول - عللم - به روزه بودند . در آخر روز گرسنگى ايشان را چنان به رنج آورد كه نزديك بود كه هلاك شوند . دستورى خواستند از رسول - عللم - كه روزه بگشايند . رسول - عللم - دستورى داد . چون روزه بگشادند ، قدحى بديشان فرستاد و ايشان را فرمود : قى كنيد در اين قدح . بهر دوان ، قدح پر از خون تازه و گوشت تازه كردند ، مردمان شگفت بماندند . رسول - عللم - گفت : عجب مداريد از اين حال كه ايشان از رزق حلال به روزه بوده‌اند و به رزق حرام روزه بگشادند . و نيز رسول - عللم - گفته است كه : روزه امانت است ، بجاى آريد . و ادب ديگر آنست كه دايم المراقبه باشد و منتظر رزق معلوم نباشد . و هر رزق كه حق تعالى بديشان فرستد از آن تناول كنند . امّا اگر ، ضعيف اليقين باشد يا پير بود ، شايد كه از بهر فطور ايشان ذخيره بنهند . و صوفيان كه در خانقاه مقيم باشند ، شايد كه همه روز به روزه باشند . و اگر موافقت مسافران و آيندگان به خانقاه نكنند هم روا باشد [ و اگر موافقت كنند هم روا باشد ] از بهر آنكه ابو سعيد خدرى - رض - گفت كه : طعامى به نزديك رسول - عللم - آوردند ، اصحاب را گفت : بيائيد و با من موافقت كنيد . يكى از آن ميان گفت : من به روزه‌ام . رسول - عللم - او را گفت : چون يكى از شما را بخواند به مهمانى ، اجابت دعوت او كنيد و اگر به روزه باشيد آن روز بگشاييد و روزى ديگر به عوض آن روز روزه داريد . و وجه آنكه شايد كه موافقت نكند ، آنست كه : وقتى رسول - عللم - با اصحاب طعام مىخورد بلال را گفت : بيا با ما موافقت كن . گفت : يا رسول الله به روزه‌ام . گفت : نصيبك فى الجنّة . و اگر روزه بگشايد و در اندرون خود از طعام گرانى يابد ، به ذكر بسيار يا به نماز بسيار آن را بگدازند . و در خبر است كه رسول - عللم - گفت : « اذيبوا طعامكم بالذّكر » « * * » [ يعنى : طعام بگدازانيد به ذكر ] . و روزه‌دار تا تواند در پنهان داشت روزه سعى كند . و اگر در مقام اخلاص تمكين يافته باشد از اظهار كردن روزه او را هيچ معرّت و مضرّت نرسد ، و اللّه اعلم .

باب چهل و دوم در بيان طعام خوردن و صلاح و فساد آن

شيخ - رحمه - گفت : طعام خوردن اصل است و محتاج علوم بسيار . از بهر آنكه مشتمل است به
هامش
( * ) مائده / 5 : 42 . ( * * ) جامع الصغير ج 1 ص 37 .