پس سلام ديگر باز دهد . و مواصله در نماز مكروه است ، و مواصله پنج است : دو خاصّ به امام تعلّق دارد . و دو به مأموم . و يكى به امام و مأموم . آن دوگانه كه به امام تعلّق دارد ، آنست كه : چون تكبير اوّل بگويد ، دعا برخواند و اندكمايه خاموش شود . بعد از آن به قرائت فاتحه مشغول شود .
و چون قرائت به آخر رسد و به ركوع خواهد رفت ، اندكمايه خاموش شود . و پس به ركوع رود . و آن دوگانه كه به مأموم تعلّق دارد ، آنست كه : در وقت تكبير احرام نگذارد كه تكبير او به تكبير امام پيوسته باشد . بلكه اندكمايه قرار گيرد و استغفارى بگويد و پس به تكبير گفتن احرام مشغول شود . دوم آنكه در وقت سلام ، چون امام سلام باز دهد ، قرار گيرد و پس سلام باز دهد . و آنكه بر امام و مأموم واجبست آنست كه : سلام فرض ، از سنّت بازدانند . و ببايد دانست كه : نماز مخ خلاصهء طاعت و زبدهء عبادت حق تعالى [ است ] و كفّارت گناهها ، و رفع درجات و نجات از دركات . قال اللّه تعالى :
إِنَّ الْحَسَناتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئاتِ
« * » .
باب سى و هشتم در بيان آداب نماز و اسرار آن
شيخ - رحمه - گفت : فاضلترين و نيكوترين ادب نمازكننده آنست كه نگذارد كه دل او به هيچ چيز مشغول شود . و در وقت غلبهء بول ، نماز كردن مكروه است . و در موزهء تنگ ، نماز كردن منهىّ است . و رسول - عللم - گفته است : هفت چيز در نماز از شيطان است : خون از بينى آمدن ، و خواب كردن ، و وسوسه ، و دهنيافه ، و خاريدن اندام ، و بازى كردن و [ التفات ] « * * » .
و بعضى گفتهاند : شكّ و سهو هم از اين قبيل است . عبد اللّه عبّاس - رض - گفته است :
هر كس كه نماز كند و داند كه بر راست و چپ او كيست كه ايستاده است ، از خشوع در نماز او را هيچ چيز نباشد . و ببايد دانست كه : حركت پياپى در نماز مبطل نماز است . شيخ - رحمه - گفت : وقتى در نزد صالحى نماز مىكردم ، حركتى از من در وجود آمد . آن صالح بر من انكار كرد و گفت : نزد ما نماز كردن آنست كه در حالت قيام چون چيزى باشد جامد ، و رسول - عللم - گفته است اذا قام العبد الى الصّلاة مقبلا على اللّه بقلبه و سمعه و بصره انصرف من صلاته و قد خرج من ذنوبه كيوم ولدته امّه . « * * * » يعنى : هر آنكس كه به كلّى وجود و حضور دل نماز كند و آنچه شرط است و آداب و دقايق اركان و هيئت نماز است ، به جاى آرد ، چون از نماز فارغ شود ، همچنان از گناه
هامش
( * ) هود / 11 : 114 .
( * * ) « سبعة اشياء فى الصّلاة من الشيطان : الرعاف ، و النعاس و الوسوسة و التثاؤب . . . » عوارف ص 320 .
( * * * ) عوارف المعارف ص 322 .