تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عوارف المعارف ( فارسى ) — صفحة 135

مساهمون:

ص١٣٥
دل بگسلد ز مهر تو ، آخر كه بايدش ؟ * جان بگذرد ز كوى تو آخر كجا شود ؟
با شير مادرم غم تو زَقّه كرده‌اند * هرگز مباد روزى كز من جدا شود
و بعضى باشند كه در تشهّد چنان مستغرق باشند كه ايشان را پرواى هيچ چيز از مكونات و مخلوقات نباشد از غايت استغراق و غايبى از خود . و به زبان اشارت اين بيان كند قطعه :
در دو عالم كار كار ماست كز غم فارغيم * هين نشاطافزاى ، كز كار دو عالم فارغيم
در حصار فقر ، از مينو و دوزخ ايمنيم * در پناه آن دم ، از حوّا و آدم فارغيم
از اشارات جنيد و شطح شبلى برتريم * وز رموز بايزيد و پورِ ادْهم فارغيم
دولت كسرى و قيصر ، زير پاى آورده‌ايم * زان ز تاج كيقباد و خاتم جم فارغيم
آن‌چنان در بيخودى غرقيم كان آرام جان * لاوه مىسازد كه با من ساز ، ازو هم فارغيم
بهر ما مرهم مساز و در جراحت جلد باش * چون جراحت راحت ما شد ، ز مرهم فارغيم
[ و بعضى باشند كه در تشهّد بر حضرت عزّت اين ثنا گويند . شعر :
اى چون تو نديده چشم ، آخر چه جمالست اين * وى چون تو به عالم كم ، آخر چه كمالست اين
زين گلبن انسانى هر دم گلى افشانى * اى مايهء روحانى آخر چه نهالست اين ]
و به حضور دل التّحيات برخواند ، به اين ترتيب : التّحيات ، المباركات ، الصّلوات الطّيّبات للّه سلام عليك ايّها النّبى و رحمة اللّه و بركاته ، سلام علينا و على عباد اللّه الصّالحين ، اشهد ان لا إله الّا اللّه و اشهد انّ محمّدا رسول اللّه اللهمّ صلّ على محمّد و على آل محمّد و ارحم محمّدا و آل محمّد كما صلّيت و باركت و رحمت على ابراهيم و آل ابراهيم انّك حميد مجيد ، اللهمّ اغفر لي و لوالديّ و لجميع المؤمنين و المؤمنات و المسلمين و المسلمات الاحياء منهم و الاموات و الكائن منهم ، ربّنا آتنا فى الدّنيا حسنة و فى الآخرة حسنة و قنا عذاب النّار و عذاب القبر و عذاب يوم القيامة اللهمّ اغفر لي ما قدّمت و ما اخّرت و ما اسررت و ما اعلنت و ما جهلت و ما علمت و ما اخطأت و ما تعمّدت ، انت المقدّم و انت المؤخّر لا إله الّا انت . و هر دعا كه در حديث آمده است ، شايد كه خواند . و در التحيات خواندن ، بر نشستنگاه چپ نشيند . و پاى راست بيرون كند و هر دو سر دست بر روى زانو نهد و انگشتان دست را ، همچنان گيرد كه عدد بيست و سه ، و چون به كلمهء شهادت رسد ، در الّا اللّه به انگشت مسبّحه اشارت كند تمام راست نكند ، تا هيئت خشوع به جاى آورده باشد . و در سلام دادن بر پيغامبر - صلعم - دل حاضر دارد چنان كه پندارد كه رسول - صلعم - به ديدهء دل مىبيند . و چون سلام بر بندگان خداى تعالى دهد جملهء بندگان صالح كه در آسمان و زمين‌اند ، در دل حاضر كند و بر ايشان سلام كند . و چون سلام باز خواهد داد نيّت بيرون شدن از نماز كند ، از جانب راست سلام باز دهد و نيّت كند كه [ سلام ] بر ملايكه و حاضران و جملهء مؤمنين و مؤمنات مىكند .
عوارف المعارف ( فارسى ) — صفحة 135 | عمر السهروردي / ابومنصور اصفهانى