باب سى و هفتم در بيان فضيلت صفت نماز اهل قرب
شيخ - رحمه - گفت : در اين باب ياد كنيم از آداب نماز ، چنان كه اقصى علم و معرفت ما بدان رسيده است به طريق ايجاز و اختصار . فنقول باللّه التّوفيق : بنده بايد كه پيش از دخول وقت به وضو مشغول شود . بلكه [ بايد كه دايم بر وضو باشد كه رسول - صلعم - گفته است ] : بر وضو محافظت ننمايد الّا مؤمن . و نمازكننده بايد كه معرفت زوال و ظلّ اقدام داند ، و از درازى و كوتاهى روز آگاه باشد ، و چون ظلّ در نقصان باشد ، نيمروز باشد . و چون سايه زيادت باشد ، نصف آخر است از روز . و شرح معرفت زوال و اوقات دراز است كه اين مختصر احتمال آن نكند ، و چون وقت [ نماز ] درآمد سنّت بگزارد . كه در سنّت گزاردن بسيار حكمتها تعبيه است ، و نيز به سبب مخالطت خلق و اسباب تعيّش ، اندرون مكدّر شده باشد ، [ به بركت سنّت آن غفلت و كدورت زائل شود و جمعيّت اندرون حاصل شود . ] و چون فريضه خواهد گزارد ، توبت كند كه گفتهاند : حسنات الابرار سيّئات المقرّبين « * » ، و به ظاهر ، روى به قبله كند ، و به باطن ، دل در حضرت الهيّت كند و
قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ
« * * » برخواند ،
وَجَّهْتُ وَجْهِيَ
« * * * » بخواند پيش از نيّت و بعد از آن . در وقت نيّت آوردن ، هر دو دست برابر هر دو دوش بردارد ، چنان كه هر دو كف برابر دوش باشد . و هر دو انگشت سترگ برابر نرمهء گوش ، و سرهاى انگشتان سبّابه برابر هر دو گوش ، نه گشاده و نه فراخ و نه بسته ، زير سينه و بالاى ناف نهد [ و نزد دست بر هم نهادن ] بگويد : اللّه اكبر ، و در الله اكبر گفتن مدّى بكشد و ها ظاهر نكند ، وراء اكبر به جزم بگويد ، و در باء اكبر الفى پيدا نكند . و مقارنت نيّت با تكبير شرط است ، به شرط حضور دل كه موضع نيّت دل است ، و هر وقار كه در دل باشد ، عكس آن بر جوارح ظاهر مىشود . و ببايد دانست كه در حضرت كه ايستاده است و با كه مناجات مىكند ، و به زبان افتقار بدين بيت گويد : بيت
منم آن پشه كز لطفت اگر پشتم قوى گردد * ندانم در جهان پيلى كه هم پهلوى ما آيد
و گر يكدم به يك خدمت ، مرا دلدار بپسندد * شه چين ، خان تركستان ، كم از هندوى ما آيد
و بعضى عارفان باشند كه چون گويند : اللّه اكبر ، سيلاب عظمت و جلال حضرت ذو الجلال ، به وجود آن گوينده تاختن آرد . چنان كه خانومان هستيش خراب كند و در آن حال به زبان ضعف نياز كند . بيت :
هامش
( * ) در اللؤلؤ المرصوع جزء موضوعات و در اتحاف السّادة به ابو سعيد خراز نسبت داده شده است ( احاديث مثنوى 65 ) .
( * * ) ناس / 114 : 1 .
( * * * ) انعام / 6 : 79 .