دارد . و چهارم آنكه مال و نعمت خود از سائلان دريغ ندارد . هر آنكس كه به زينت اين چهار خصلت پسنديده آراسته بود ، شايد كه از سر اعتقادى صافى و اعتمادى وافى به دقايق صلاح خلايق و نظام اسباب اين عالمى قيام نمايد . و همگنان را در تحت اهتمام حضانت و شفقت خويش مىدارد . و اللّه اعلم بالصّواب .
باب سى و يكم در بيان آداب صوفيان
قال رسول اللّه - صلعم - « ادّبنى ربّى فاحسن تأديبى » « * » يعنى خداى تعالى ادب كرد مرا و آنچه كماليّت و حسن آداب بود به من آموزانيد و مرا بدان مطلع گردانيد .
باب سى و يكم در بيان آداب صوفيان
قال رسول اللّه - صلعم - « ادّبنى ربّى فاحسن تأديبى » « * » يعنى خداى تعالى ادب كرد مرا و آنچه كماليّت و حسن آداب بود به من آموزانيد و مرا بدان مطلع گردانيد .
شيخ - رحمه - گفت : ادب صوفى آنست كه ظاهر و باطن مهذّب و مؤدّب گرداند و خود را به حليت مكارم اخلاق آراسته دارد . مجموع مكارم اخلاق تعبيه است در خوشخويى . رسول - عللم - گفت : خوى را خوش كنيد در معاشرت با خلق . و ببايد دانست كه چون حق تعالى خلايق را از كتم عدم به وجود آورد و او را شايستگى قبول صلاح و فساد بداد ، مكارم اخلاق و حسن آداب در او تعبيه نهاد ، و وجود حسن ادب در وجود شخص همچنان پنهان است كه آتش در آتشزنه ، و هستى درخت خرما در استهء خرما ، و همچنانكه آدمى را الهام داد تا به تربيت آن آتش از آتشزنه ظاهر كند . يا نخل مثمر از استه به تربيت پيدا گرداند ، همچنين صلاحيّت خير و شر و مكارم اخلاق و حسن آداب در وجود آدمى تعبيه است ، و نفوس را الهام داد تا آن را به تربيت و تزكيت پرورش مىدهد ، تا به حسن ممارست و مكابدت و جدّ در رياضت و مجاهدت آن را مستخرج كند .
و از بهر اين سر است كه مريد محتاج تربيت شيخ كامل است ، تا صحبت و تربيت شيخ ، او را بر آن دارد كه آنچه در او مودّع است به اظهار آورد . قال اللّه تعالى :
« قُوا أَنْفُسَكُمْ وَ أَهْلِيكُمْ ناراً »
« * * » عبد اللّه عبّاس - رض - گفته است در تفسير آيت كه : اهل و فرزندان را ادب و دانش درآموزيد . و يوسف بن الحسين - رحمه - گفته است كه : به حسن ادب علم را فهم توان كرد و به علم عمل درست توان كرد ، و به عمل حكمت توان يافت و از حكمت زهد تولّد كند و از زهد رغبت آخرت پيدا شود ، و از رغبت آخرت ، قربت حضرت عزّت پديد آيد .
آوردهاند كه چون ابو حفص - رحمه - به عراق آمد ، جنيد - رحمه - بديدن او رفت ، اصحاب او را ديد كه به ادب در خدمت او بعضى ايستاده بودند و بعضى نشسته ، جنيد وى را
هامش
( * ) جامع الصغير ج 1 ص 20 .
( * * ) تحريم / 66 : 6 .