يابند . چنان كه منقول است از يكى از ايشان كه گفت : در زير كبودى آسمان چون من نيست . يا مانند من .
و ديگرى گفته است : قدم من بر گردن جملهء اولياست .
و يكى ديگر گفته است : گرد عالم برآمدم ، و اهل عالم را گفتم : « هل من مبارز ؟ » هيچكس هست كه مبارزت با من كند ؟ و هيچكس بيرون نيامد . اشارتست به تفرّد و يگانگى . و ببايد دانست كه : اين عجب از استراق نفس تولّد كند در نزد ظهور وارد غيبى بر دل سالك . بايد كه چون بدين سر وقت رسد ، به يقين بداند كه اين عجب از استراق نفس است ، حال خود موازنه كند به احوال اصحاب رسول - صلعم - و تواضع نمودن ايشان ، و احتراز كردن ايشان از چنين كلمات گفتن . تا در كلّ احوال در حمايت عنايت محروس بماند . و ارباب تمكين چون به رأى صافى و بصيرت شافى اين مكر نفس معاينه كردند ، تواضع به ضعت و فرومايگى ملحق كردند معالجت و مصلحت مريد را . و اعتدال در تواضع آن باشد كه به منزلتى كه دون حق نفس باشد ، راضى نشود . و كبر آنست كه خود را از ديگران بزرگتر داند . و حق تعالى در حقّ متكبّران مىفرمايد :
« إِنَّهُ لا يُحِبُّ الْمُسْتَكْبِرِينَ »
« * » . و در حديث آمده است كه : « الكبرياء ردائى ، و العظمة ازارى فمن نازعنى و احد منهما قصمته » « * * » و فى رواية « قذفته فى نار جهنّم » يعنى : بزرگوارى و عظمت ، صفت جلال حق سبحانه و تعالى است . و حق تعالى مىگويد : هر كس كه دعوى اين هر دو صفت يا يكى از آن كند ، دمار از روزگار او برآورم يا او را در آتش دوزخ اندازم . بزرگى به متكبّرى گفت : اوّل تو نطفهء گنده است . و آخر تو مردارى ناخوش بويى ، و در ميانهء اين هر دو ، حمّال نجاست و پليدى ، بناى اين كبر بر چيست ؟ . و ببايد دانست كه چون تواضع در دل نباشد ، دل ممتلى شود از كبر ، و اثر آن به همهء اعضا و جوارح برسد و عصيان و توسنى آغاز كند ، و عزّت به كبر مىماند از روى صورت ، امّا از آنجا كه حقيقت است ، تباعدى هست . همچنانكه تواضع به ضعت ، امّا تواضع محمود است ، و ضعت و فرومايگى مذموم ، عزّت نيز محمود است ، و كبر مذموم .
قال اللّه تعالى :
« وَ لِلَّهِ الْعِزَّةُ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنِينَ »
« * * * » . و گفتهاند : عزّت معرفت انسان است به نفس خود . كه از براى تنعم دنيا خود را حقير و خوار ندارد . و بزرگى گفته است كه : هر آنكس كه تكبّر ظاهر كرد ، از خساست و ركاكت نفس خبر باز داد ، [ و هر كس كه تواضع پيدا كرد ، از كرم و مروّت نفس خبر باز داد ] ، و مقصود از تواضع ترك مراد و اختيار است ، اختيار و مراد حق را . شيخ - رحمه - گفت : بنده به حقيقت تواضع آنگاه رسد كه پرتوى از شعاع نور مشاهده بر دل آيد ، در
هامش
( * ) نحل / 16 : 23 .
( * * ) المعجم المفهرس ج 2 ص 250 .
( * * * ) منافقون / 63 : 8 .