تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عوارف المعارف ( فارسى ) — صفحة 107

مساهمون:

ص١٠٧
تعالى ، هر دو كون در باخت بىعوضى و طلب ثوابى . و بعضى گفته‌اند : از بهر آن عظيم خواند . كه جملگى مكارم اخلاق در وى جمع بود . [ شعر :
در هر هنرى كه بازجوئى او را * آن نوع بيامدست گوئى او را
هر روز جماليست به نويى او را * آن چيست كه نيست ار بگوئى او را ]
و بعضى گفته‌اند : چون رسول - عللم - بر جفاى اهل حجاز صبر كرد و از شكايت ايشان هيچ حكايت نكرد ، از حضرت عزّت ثنا يافت كه : « و انّك لعلى خلق عظيم » . پس طايفهء صوفيان در تخلّق به اخلاق او ، قصب السّباق از همهء اهل آفاق درر بودند و به تبديل صفات مشغول شدند ، و از بهر اين سر ، ابدال را ابدال خوانند ، و نفوس در متابعت سيّد انبياء - صلعم - در اقوال و احوال بر تفاوت است . طايفه‌اى متابع اقوال باشند ، و آن جمع قرّاء باشند كه به مجرّد قول قناعت كرده باشند . و جمعى متابع افعال باشند ، و آن جماعت زاهدان باشند كه به بعضى افعال و اخلاق رسول - عللم - اقتدا كنند ، از بهر آنكه ايشان به پرتو نور اسلام راه كنند . پس وجود طايفهء صوفيان است كه به جملگى افعال و احوال رسول - عللم - اقتدا مىكنند ، از بهر آنكه وجود خود را در بوتهء مجاهدت و رياضت مىنهند و از آتش احكام شرعش تأثيرى به خود قبول مىكنند ، لاجرم به بركت اين متابعت ، به مرتبت محبوبى خاص مىرسند ، و همچنان‌كه عرش قلب كائنات آمد در عالم خلق ، دل ايشان عرش آمد در عالم امر . سهل عبد اللّه تسترى - قد - گفته است : « القلب كالعرش و الصّدر كالكرسىّ » ، و در حديث آمده است : « لا يسعنى ارضى و لا سمائى و انّما يسعنى قلب عبدى المؤمن » « * » يعنى منجوق هودج سلطان احديّت ، در بارگاه آسمان و در كارگاه زمين نگنجد و لكن در بارگاه دل مؤمن مىگنجد . بيت :
خاك كثيف گيرد تشريف سرّ وحدت * زيرا كه اوست هستى كاندر ميان نگنجد
و در تبديل اخلاق سعى مىكنند ، تا به اخلاق ربوبيّت و اوصاف الوهيّت ذات خود را متحلّى گردانند ، ابو على فارمدى - رحمه - گفت : از شيخ خود ابو القاسم كركانى - قد - سماع دارم كه مىگفت كه : تا سالك متّصف نشود به نود و نه نام حق تعالى ، و اصل حضرت عزّت نتواند شد . شيخ - رحمه - گفت : يعنى [ از ] هر اسمى آنچه مناسب و مطابق آن باشد ، به قدر ما يمكن در خود پديد كند . مثلا معنى رحيم : رحمت‌كننده باشد . پس سالك به قدر قصور بشريّت شفقت و رحمت بر خلايق مىكند ، و جملهء اشارات مشايخ ، در اسامى و صفات كه عزيزترين و دورفهم‌ترين معلومات ايشان است ، بر اين معنى باشد و هر كس كه به غير اين فهم كند و از اشارات ايشان حلول و اتّصال فهم كند ، ملحد و زنديق باشد ، شيخ تاج الدين - رحمه - در اين معنى [ به ] نظم گفته است : قطعه :
هامش
( * ) حاشيهء احياء العلوم ج 2 ص 250 ، اتحاف السادة المتقين ج 7 ص 234 ( احاديث مثنوى ص 26 ) .
عوارف المعارف ( فارسى ) — صفحة 107 | عمر السهروردي / ابومنصور اصفهانى