رفتندى و رسول - عللم - به غايت آن رسيدى . اگرچه در آن شكّى نيست كه در قلّت اكل فضيلتهاست و انكار كردن بدان جائز نيست ، امّا بخشش حق تعالى ، بدان مقرون نيست كه ، تواند بود كه آنكس كه همه روزه افطار كند ، فضل دارد بر آنكه هر به چهل روز افطار كند . و تواند بود كه آنكس كه واقف نباشد بر سر قدر ، فاضلتر باشد از آنكس كه آگاه باشد بر سر قدر ، از بهر [ آنكه ] كشف معرفت خالص ، فضل دارد بر كشف سر قدر ، كه قدرت اثرى است از قادر ، و هر آنكس كه مقرّب حضرت عزّت شد ، و در صدر صفّهء صفا وطن يافت ، و در مجلس انس از كأس قدس شراب ناب وحدت نوشيد ، دست طلب به دامن شاهد وصال جلال لايزال يازيد ، او را چه التفات به جزويات باشد : لانّ ما عند اللّه اعجب و ابدع و اكثر و اغرب . چون سالك به صدق نيّت و حسن سجيّت و كمال المعيّت ، چهل روز احوال را ضبط كند ، و اوقات را معمور دارد چنان كه شرح داده شد . قدم بر جادهء تثبّت و تحرّز نهد ، و به منتهاى احتياط برسد . در خلوت آنچه مقاصد او باشد ، هر چه زودتر بيابد . و اختيار خلوت در اول ذوالقعده و عشر ذوالحجه كردهاند ، كه خلوت موسى - عللم - بوده است . حق تعالى همگنان را توفيق رفيق كناد و از آفات خلوات محفوظ داراد بمنّه وسعة جوده ، و صلّى اللّه على محمّد و آله اجمعين .
باب بيست و نهم در بيان كيفيّت اخلاق
قال اللّه تعالى :
« وَ إِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِيمٍ »
« * » . سألت عائشة - رض - عن خلق رسول اللّه - عللم - قالت : كان خلقه القرآن . يعنى از عايشه - رض - سؤال كردند كه خوى رسول - عللم - چون بود ؟ گفت : خوى او قرآن بود .
شيخ - رحمه - گفت : در اين جواب كه عايشه داد ، سرّى است غامض دور فهم ، و بر آن واقف نتواند شد الّا كسى كه اندرون او به انوار اسرار ربّانى منوّر شده بود . و عايشه اين جواب كه داد ، از وفور علم و كماليّت معرفت بود . كه حاصل كرده بود از بركت صحبت رسول - عللم - و به نور بركت وحى بر اين سرّ غريب و معنى عجيب واقف شده بود . و از بهر آن گفت : « خلقه القرآن كه مىخواست كه آداب حضرت الهيت نگاه دارد ، و به لطف مقال ستر حال رسول - عللم - كند ، استحياء من سبحات جلال العزّة . جنيد - رحمه - در معنى خلق رسول - عللم - گفته است : از بهر آن خلق عظيم خواند . كه او همّت بر هيچ چيز مقصور نداشت ، الّا بر يافت حضرت عزّت . و واسطى گفته است : از بهر آن خلقش عظيم خواند كه از بهر يافت رضاى حق
هامش
( * ) قلم / 68 : 4 .