تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عوارف المعارف ( فارسى ) — صفحة 103

مساهمون:

ص١٠٣
تجربه حاصل كرده بود ، آن دعا بخواند و آن نگين پيدا شد در ميان برگهاى درخت . و دعا اين است : « يا جامع النّاس ليوم لا ريب فيه ، اجمع علىّ ضالّتى » . و در مكاشفه حكايات مشايخ بسيار است ، و منقول است از امير المؤمنين عمر - رض - [ كه ] در مدينه خطبه مىخواند ، و لشكر به نهاوند فرستاده بود ، و دشمنان كمين ساخته بودند و مكرى كرده ، عمر خطاب - رض - در عالم مكاشفه بر آن واقف شد ، و در اثناى خطبه آواز داد : « يا سارية الجبل الجبل » يعنى : اى ساريه كوه را نگاهدار . و ساريه سردار لشكر بود . چو آواز عمر بشنيد ، بر كوه رفت و بر دشمن ظفر يافت ، و جمله را هلاك كرد . ابن سالم - رحمه - گفت : ايمان چهار ركن است : يك ركن : ايمان به قدر ، و ركن دوم : ايمان به قدرت ، و ركن سوم : از حول و قوت خود منسلخ شدن . و ركن چهارم : تضرّع و ابتهال كردن است با حضرت عزّت و در كلّ احوال يارى خواستن از او . و از وى سؤال كردند كه : معنى ايمان به قدرت چيست ؟ گفت آنكه : اگر بشنوى كه در مشرق بنده‌اى هست كه خداى تعالى بر او كرامت‌ها كرده است ، و از جملهء كرامت‌هاى او يكى آنست كه : قوّتى به دو داده است كه اگر از دست راست در پهلوى چپ گردد ، به مغرب رود . بايد كه از قدرت حق اين عجيب و غريب ندانى ، و بدان ايمان آورى . شيخ - رحمه - گفت : دوستى مرا حكايت كرد كه : وقتى در مكّه مجاور بودم ، و دوستى در بغداد داشتم . خبر دادند كه او بمرد ، مكاشف شدم ، او را ديدم كه بر خرى نشسته بود و در ميان بغداد مىراند ، و در آن حال ، آواز مطرقهء حدّادان بشنيدم . و اين همه مواهب و عطاياى حق تعالى باشد با بندگان خاص خود . و هر آن سالك كه محتاج اين چنين كرامات باشد ، هنوز در ضعف يقين مانده باشد ، و هر آن‌كس كه به عين اليقين رسد ، او را احتياج نباشد به چنين كرامات . و امثال اين كرامات از براهمه و رهابين و صومعه‌نشينان دريغ نيست ، و سبب بعد و دورى ايشان است از حضرت عزّت . و هر آن‌كس كه در خلوت نشيند از سر كذب و زور ، و بيرون آيد با كبر و غرور ، و از او بسى فتنه‌ها تولّد كند ، خود گمراه باشد . و هر آن‌كس كه به صحبت او ميل كند ، گمراه شود . نعوذ باللّه منه و صلّى اللّه على خير خلقه محمّد و آله الطّيبين الطّاهرين .

باب بيست و هشتم در بيان كيفيت در خلوت نشستن

روى انّ داود - عللم - لمّا ابتلى بالخطيئة خرّ للّه ساجدا اربعين يوما و ليلة حتّى اتاه الغفران من ربّه . يعنى چون داود پيغامبر - عللم - بدان امتحان مبتلا شد ، چهل شبانروز در متعبّد خود به اوراد و طاعات مشغول شد ، و اكثر اوقات در سجده به سر مىبرد ، تا آنگاه كه از حضرت سلطان وحدت ،