بود ، تركيب او از خاك ترتيب داد كه نسبت با عالم شهادت [ داشت ، و خلعت جان و دل به دو داد كه از عالم غيب بود ، تا وجود او برزخ هر دو عالم باشد ، و واسطهء عمارت غيب و شهادت بود ، پس او را از عالم غيب به عالم شهادت ] فرستاد ، بواسطهء اين ارسال و هبوط آن ، از عالم قرب محجوب مىشد ، تا به صلاح اين عالم مشغول تواند شد . همچنين بر اين نسق هر آنكس كه خواهد كه از عالم شهادت به عالم غيب رسد ، شرط آنست كه از دنيا و جذب مال اعراض كند ، و در خلوت نشيند و به مداومت اذكار و ملازمت افكار اقبال كند ، تا از نشيب عالم شهادت به فراز عالم بالاى غيب عروج كند و دل او مستجمع علوم و معدن انوار و منبع زلال [ حكمت ] گردد . و ببايد دانست كه : نفس است كه خلاصهء وجودست و صفاوهء عوالم شهود ، و متصرّف در ممالك بالا و نشيب ، و حاكم در عوالم غيب و شهادت ، و توانگر به كمال خزاين صفات و آراسته به اخلاق ربوبيّت . و به حقيقت اگر وجود نفس نبودى و احاديث او ، هرگز علوم لدنى ظاهر نشدى . كه حديث نفس است كه علوم الهامى مىگردد . و از بهر اين سرّ ، رسول - صلعم - گفت : « هر كس كه چهل روز از بهر خداى تعالى از سر اخلاص خلوتى برآورد ، چشمههاى حكمت از دل او به زبان او ظاهر شود » « * » ، از بهر آنكه دل است كه مورد نظر حق سبحانه و تعالى است .
دل يكى منظرست ربّانى * خانهء ديو را تو دل خوانى !
و دل است كه حاجز است ميان دو درياى غيب و شهادت . و او را دو روى هست ، بدان طرف كه با غيب دارد ، قابل اسرار ملكوت مىشود ، و بدان طرف كه با نفس دارد ، او را باخبر مىكند ، و زبان كه ترجمان است ، آن را بيان مىكند ، و دل و روح را مرتبتهاست در عالم قرب . پس چون مريد صادق چهل روز در خلوت بنشيند ، آنچه حجب كثيف است ، به مجاهدت و رياضت و مداومت ذكر ، از او زائل مىشود ، و مشاهد افعال و مراقب احوال مىباشد ، تا آنگاه كه از مهابط نفسانى به متصاعد روحانى رسد ، و نشان اين سالك آن باشد كه : چون از خلوت بيرون آيد ، چنان مستغرق لذّات طاعت و حلاوت معاملت باشد كه ، به مخالطهء خلق و قال و قيل نپردازد ، و از صحبت خلق احتراز مىكند . و در حصن خلوت مىگريزد كه حصينتر موضعى است اخلاص را .
ذو النّون مصرى - رحمه - گفته است : هر آنكس كه عزلت و خلوت اختيار كند و بر نهج و راه صواب رود ، به حسن مظاهرت اخلاص رسيد و در مقام صدق مقام يافت . و يحيى معاذ - رحمه - گفته است كه : وحدت و خلوت طلب كردن ، مقاصد و امانى صديقان است ، و طلب خلوت كردن متابعت سنّت است ، بنا بر آن حديث كه : رسول - عللم - در مبادى كار ، از بهر خلوت غار حرا را اختيار كرده بود ، و از غايت اختيار [ خلوت منقول است ] كه : بارها قصد آن
هامش
( * ) اشاره به حديث : « من اخلص للّه اربعين صباحا ظهرت ينابيع الحكمة من قلبه على لسانه » جامع الصغير 2 / 275 .