باب بيست و ششم در بيان خاصيت اربعينيات
شيخ - رحمه - گفت : مقصود اين طايفه در خلوت نشستن آنست كه بر موجب حسن اعتقاد ، غايت جدّ و اجتهاد بذل كنند ، تا به محل منيف مقامات و منصب شريف احوال برسند ، و مدّت عمر بدان به آخر رسانند . قال رسول اللّه - صلعم : « من اخلص للّه اربعين صباحا ظهرت ينابيع الحكمة من قلبه على لسانه » « * » يعنى : هر آنكس كه مشرب ، چهل بام از كدورات و تشويشات و تفرقهها صافى دارد با صدق نيّت و حسن عزيمت ، هرآينه ثمرهء اين اخلاص بيان حكمت و تبيان موعظت باشد ، از دل او به زبان او ، چنان كه دايم در فوران [ باشد ] و از او فيض به ديگران مىرسد . و شرط آن باشد كه اساس اين چهل روز ، بر ذكر و حفظ اوقات باشد . و خداى تعالى اربعين موسى به ذكر مخصوص كرد .
« وَ واعَدْنا مُوسى ثَلاثِينَ لَيْلَةً وَ أَتْمَمْناها بِعَشْرٍ فَتَمَّ مِيقاتُ رَبِّهِ أَرْبَعِينَ لَيْلَةً »
« * * » و سبب اين اربعين تعيين كردن آن بود . كه چون خداى تعالى فرعون را با لشكرش هلاك كرد و موسى و قوم او را برهانيد ، سؤال كرد از حق تعالى تا كتابى به دو دهد در بيان حلال و حرام و حدود و احكام . حق تعالى او را فرمود تا سى روز به روزه باشد . و اوايل آن ذىالقعده بود ، چون سى روز تمام شد ، بوى دهن ناخوش يافت . مسواك كار فرمود ، ملايكه گفتند : ما از دهن تو بوى مشك مىيافتيم و تو به مسواك آن را تباه كردى ، حق تعالى او را گفت : تا به غرامت آن ، ده روز ديگر از ذوالحجه روزه گيرد . بعد از آن موسى را گفت : اى موسى ! بوى دهن روزهدار در حضرت من ، خوشتر از بوى مشك نزد شما ، و در آن چهل روز افطار نكرد و معده از طعام نگاهداشت . دليل آنست كه : خالى كردن معده از طعام در سلوك ، اصلى عظيم است . موسى - عللم - بدان سبب مستعدّ مناجات و مكالمهء حضرت عزّت آمد ، پس هر كس كه روى از خلق بگرداند ، و نيّت از جملهء شوايب صافى كند ، و چهل روز در خلوت بنشيند ، حق تعالى درهاى علوم بر دل او گشايد . و سرّ اين اربعين بر انبياى كرام و اولياى عظام مكشوف بود . شيخ - رحمه - گفت : متقدمان طريقت و سابقان ميادين حقيقت ، در بيان اين معانى و در تيار بحار اين سر ، غواصى كردهاند . و به قدر امكان در اين مكان چابكدستى نمودهاند . امّا آنچه مرا معلوم و محقّق است آنست كه : رسول - عللم - از بدايت خلقت آدم صفى - صلعم - چنين خبر داد : « خمّر طينة آدم بيده اربعين صباحا » « * * * » چون ارادت حق تعالى آن بود كه عمارت هر دو عالم به وجود او
هامش
( * ) جامع الصغير ج 2 ص 275 .
( * * ) اعراف / 7 : 142 .
( * * * ) عوارف ص 208 ، حاشيهء احياء العلوم ج 2 ص 168 ، مرصاد العباد ص 38 ( به نقل از احاديث مثنوى ص 198 ) ، در عبهر العاشقين روزبهان ص 205 و شرح شطحيات 305 به صورتهاى ديگر آمده است .