چشم او بيرون مىآمد . و بودهاند كه در وقت سماع ، مقدار ارش از زمين مرتفع شدهاند . و گفتهاند :
وجد سرّ صفات اندرون است ، همچنانكه طاعت سر صفات ظاهر است ، و صفات ظاهر حركت و سكون است ، و سر صفات اندرون احوال است و اخلاق . و ابو نصر سراج - قد - گفت : اهل سماع بر سه نوعند : اوّل : طايفهاى باشند كه رجوع ايشان با مخاطبات حق تعالى باشد . نوع دوم : جمعى باشند كه رجوع ايشان در مخاطبات به احوال و مقامات و اوقات باشد ، ايشان بستهء علم باشند و طالب صدق در اشارات . نوع سوم : فقراى مجرّد باشند . كه خدمتهاى شايسته بجاى آورده باشند و سعىهاى بايسته به اقامت رسانيده . و سزاوار خلعتهاى سنّى وصلتهاى هنىّ گشته . لايق سماع و وجد و حالت ايشانند . و ورد وقت ايشان اين باشد بيت :
زان پيش كه آب و گلِ ما ساختهاند * جان و دل ما به عشق پرداختهاند
عشّاق تو ، پيش از گل و دل با رخ تو * بىزحمت خويش عشقها باختهاند
و بعضى گفتهاند : تكلّف در سماع بر دو نوع است : نوع اول : جمعى باشند كه در سماع تكلّفى كنند جذب جاه و مال و جمع ياران را . نوع دوم : طايفهاى باشند [ كه در سماع تكلّفى كنند ، امّا طالب حقيقت باشند ] همچنان متواجد كه طالب وجد باشد و متباكى كه طالب گريه باشد ، و بدين نيّت صادق ، فوائد و عوايد شامل وجود ايشان شود . و اللّه اعلم بالصّواب . از [ شرح ] باب بيست و سوم و باب بيست و چهارم اعراض كرديم اختصار را . از بهر آنكه ، آنچه مقصود انكار و اقرار بود در باب بيست و دوم حاصل بود . و فايدهء طالبان و قاصدان درگاه عزّت را شامل و ما توفيقى الّا باللّه ، عليه توكّلت و اليه انيب و اصلّى على نبيّه محمّد و آله اجمعين .
باب بيست و پنجم در بيان آداب سماع
شيخ - قد - گفت : عمدهء كار اهل تصوّف صدق است و از لباس رعونت طبيعت عارى بودن . و در طلب سلوت دل و فتوح روح قدم زدن . و از وصمت هواى نفس و التذاذ شهوات تجنّب و تنكّب نمودن . ابو بكر كتانى - رحمه - گفته است كه : صاحب سماع آن باشد كه وجد و شوق ، محرّض و مهيّج او باشد [ و واردات غيبى بر او غالب باشد ] كه وى را حركتى و سكينتى بنماند ، سيّما در حضور شيخ . منقولست كه جوانى در صحبت رأس و رئيس مشايخ جنيد بغدادى - رحمه - بودى ، و هرگاه كه قولى يا غنايى بشنودى ، آوازى برآوردى ، جنيد او را گفت : اگر من بعد از اين شيوه چيزى از تو ظاهر شود ، همصحبتى ما را نشايى . آن جوان ، اين سخن بشنود ، بعد از آن