باب عزوبت و زن كردن ، احاديث بسيار آمده است . در تحريض عزبى و تزويج ، از بهر تفاوت اخلاق خلايق ، ضابطهاش آنست كه هر آنكس كه مركب نفس را به لجام تقوى ملجم تواند كرد . و از مكر نفس و ديو ايمن تواند بود ، شايد كه زن نخواهد . و هر آنكس كه قادر نباشد و از حرام ترسد .
بايد كه زن خواهد ، و بر برادران واجب باشد معاونت او كردن تا از سلوك باز نماند . عوف مالك - رض - روايت مىكند كه : رسول - صلعم - چون غنيمت را قسمت كردى ، هر آنكس كه زن و فرزند داشتى دو بهره دادى . و هر آنكس كه عزب بودى ، يك بهره دادى . راوى مىگويد كه :
وقتى عمّار ياسر - رض - حاضر بود با جمعى ، بر آن قسمت راضى نبودند . و در اندرون [ پنهان ] مىداشتند ، رسول - عللم - به حسن فراست و وفور كياست بدانست . و سلسلهاى زرين بمانده بود . رسول - عللم - به كنار عصا مىگردانيد ، و آن سلسله درمىافتاد . و مىفرمود كه : حال شما چگونه باشد چون از اين نوع شما را بسيار شود ؟ از حاضران هيچكس جواب نداد ، عمّار - رض - گفت : ما همه دوست داريم كه از اين جنس ما را بسيار باشد . شيخ - رحمه - گفت كه : تزويج ، بزرگتر حجابى است ارباب سلوك را ، از بهر آنكه زن خواستن ، مايهء تفرقه و اصل تشويش و مادّهء شرها و فتنههاست . ابو سليمان دارانى - رحمه - گفته است : هر آنكس كه وجه تعيّش طلب كند ، يا زن خواهد ، يا به كتبت حديث مشغول شود ، ميل به دنيا كرده باشد . و سالك را از شير باز دارد . و همچنين گفت كه : هيچكس از اصحاب نديدم كه چون زن خواست ، بر آن مرتبت و منزلت خود بماند . قال رسول اللّه - صلعم - : « ما تركت بعدى فتنة اضرّ على الرّجال من النّساء » « * » يعنى هيچ مذمّت و فعل ناخوب ، چنان چهرهء احوال مردان متغيّر نگرداند كه مخالطت زنان ، كه از مجالست و مؤانست ايشان ، معرّت و مضرّت تمام خيزد . و بعضى حكما گفتهاند :
معالجة العزوبة خير من معالجة النّساء ، يعنى درمان و معالجت در عزوبت ، آسانتر باشد از معالجت مرض مخالطت زنان كردن . و سهل عبد اللّه گفته است : صبر كردن از ايشان ، آسانتر است از تحمّل كردن رنج ايشان ، و تحمّل مئونت ايشان ، سهلتر است از طاقت داشتن عذاب دوزخ ، و در تفسير :
« رَبَّنا وَ لا تُحَمِّلْنا ما لا طاقَةَ لَنا بِهِ »
« * * » گفتهاند كه : آن بار گران كه آدمى طاقت تحمّل آن ندارد ، شهوت است . چون سالك كسر شهوت تواند كرد ، قصب السّبق بر بايد از اهل زمان و به راحت جاودان رسد . قال رسول اللّه - صلعم - : « خيركم بعد المائتين الخفيف الظّهر ، الخفيف الحاذ » « * * * » قيل يا رسول اللّه : و ما خفيف الحاذ ؟ قال : الّذى لا اهل له و لا ولد له . يعنى بعد
هامش
( * ) جامع الصغير ج 2 ص 244 .
( * * ) بقره / 2 : 286 .
( * * * ) كنوز الحقائق ج 1 ص 127 .