از هجرت ، به مدّت دويست سال بهترين و فاضلترين خلق ، شخصى باشد سبك پشت و سبك حال . گفتند : يا رسول اللّه سبك حال كه باشد ؟ گفت : آنكس كه او را نه زن باشد و نه فرزند .
بشر حارث را گفتند : مردمان زبان طعن در تو دراز كردهاند ، گفت : به چه سبب ؟ گفت :
مىگويند : ترك سنّتى مؤكّد كرده است ، يعنى زن خواستن . گفت ايشان را بگو : كه فرض وى را مشغول كرده است از سنّت . و شرط آنست كه مريد در شكست نفس سعى كند و شهوت را قهر كند به كثرت صيام ، كه روزه داشتن اثرى تمام دارد در قمع بر شكست شهوت . و در حديث آمده است كه رسول - عللم - به جماعتى بگذشت . و ايشان امتحان قوّت خود مىكردند و سنگهاى گران برمىداشتند . رسول - عللم - گفت : اى جوانان هر آنكس كه قوّت و طاقت دارد كه زن خواهد ، بايد كه زن خواهد ، و هر آنكس كه مكنت و دارائى زن ندارد ، بايد كه به غزا رود . و هر كس كه طاقت به غزا رفتن ندارد ، گو به روزه باش كه به روزه بودن قوّت ساقط گرداند . و از حسن آداب مريد آنست كه نفس را متعوّد طاعات و عبادات كند ، و ذكر زنان از خاطر دفع كند ، و هر آنگاه كه ذكر ايشان بر خاطر وى بگذرد ، پناه با درگاه حق تعالى برد به تضرّع و استغاثت . تا حق سبحانه و تعالى به بركت صدق و راستى ، نفس او را ساكن گرداند ، و آن مطالبت از او زائل گرداند ، و پرتوى از انوار دل به دو رسد . و از آفات زن خواستن برانديشد ، و از كثرت عيال و قلّت مال و مذمّت سؤال ، بكلّى بيخ تزويج و خطبت از اندرون وى مستأصل شود . سؤال كردند از ابن عمر - رض - كه كدام بلا است كه مقاسات آن سختتر است ؟ گفت : كثرت عيال و قلّت مال .
ابراهيم ادهم - رحمه - گفته است : هر كس كه به عادت كرد كه مجالست و مخالطت زنان كند و در مباشرت سعى كند ، از او فلاحى نيايد . و در حديث آمده است كه : چون دويست سال از هجرت بگذرد جائز است كه امتان عزوبت اختيار كنند . و اگر چنان باشد كه خاطر تزويج متواتر شود به اندرون فقير ، بعد از استخارت ، استشارت كند با ياران ، و اگر مصلحت باشد ، پس از تجارب زن كند . شيخ گفت : شنيدم كه شيخ عبد القادر - قدّس اللّه روحه - مدّتى مديد خاطر تزويج و خطبت در اندرون او مىگذشت ، و از خوف تشويش وقت و كدورت حال ، بدان خاطر التفات نمىنمود .
و بر مقاسات شدايد و ملاقات حدايد آن خاطر صبر مىنمود ، تا آنگه كه از حضرت عزّت استجازت حاصل آمد و چهار زن بخواست . و جمله به ارادت و رغبت به خدمت شيخ قيام نمودند به بركت صبر . شيخ گفت كه : ثمرهء صبر رضاى حق تعالى است ، چون مريد صبر كند ، حق تعالى به بركت صبر ، و صدق نيّت او ، او را يارى دهد . و به جذبات عنايت ، او را به مقام مردان برساند . و خطبت او سبب حرمان او نگرداند ، بلكه مدد او دهد در منزلت و قربت با حضرت عزّت . و از دقايق علم صوفيان آنست كه : ايشان كه زن خواهند ، از بهر مخالفت نفس خواهند ، و چندان مخالفت نفس كرده باشند كه ايشان را هيچ مخالفتى بنمانده باشد . الا تزويج ، و هر آنگاه كه نفس تزكيت تمام يافته باشد ، ميان دل و نفس مصالحت بود . و هر وقت كه حظّى به نفس دهند
عوارف المعارف ( فارسى ) — صفحة 87
مساهمون: عمر السهروردي
ص٨٧