تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عوارف المعارف ( فارسى ) — صفحة 82

مساهمون:

ص٨٢
اشارتست ؟ گفت : جنيد مىخواهد كه هر دو طرف او را باشد ، صد درم وزن كرد از بهر ثواب ، و آن قبضه در ميان انداخت بىوزن رضاى حضرت عزّت را ، آنچه نصيب رضاى حضرت عزّت بود ، قبول كردم . و آنچه [ نصيب ] غير حق تعالى بود رد كردم . به نزديك جنيد - رحمه - آمدم و او را از آن حال خبر كردم ، بگريست و گفت : آنچه از آن او بود ، برگرفت و قبول كرد ، و آنچه نصيب ما بود رد كرد . شيخ - رحمه - گفت : از لطائف آنچه من سماع دارم از اصحاب شيخ ما - قد - آنست كه حكايت كرد مرا دوستى كه وقتى اصحاب حاضر بودند و به غايت محتاج طعام بودند . و طعام حاضر نبود . شيخ ايشان را گفت : به خلوت رجوع كنيد و از حضرت عزّت سؤال كنيد تا حق تعالى شما را فتوح فرستد و هر فتوح كه بيابيد نزديك من آوريد . بر وفق اشارت شيخ ، اصحاب به خلوت رجوع كردند . بعد از آن از ميان اصحاب شخصى مىآمد ، اسماعيل نام ، و كاغذى در دست ، سى دايره بر او ، گفت : در واقعه اين فتوح به من دادند ، بعد از ساعتى يا كم از ساعتى ، شخصى از در [ خانقاه ] درآمد و كاغذى نزديك شيخ بنهاد ، سرش بگشود . سى درست تعبيه بود در ميان كاغذ [ شيخ ] درست درست بر دايره‌ها مىنهاد و مىگفت : « هذا فتوح شيخ اسماعيل » يا سخنى كه به معنى اين بود . مصنّف - رحمه - گفت : شنيدم كه شيخ عبد القادر - قد - مريدى به نزديك شخصى فرستاد كه ارادتى به دو داشت . و مقدارى طعام و زر معين كرد و گفت : اين مقدار به من فرست ، آن شخص پيغام داد كه اين مقدار ، شخصى نزديك من به وديعت نهاده است و بىاجازت تصرّف جائز نيست . و اگر از شيخ فتوى طلب كردمى در تصرّف آن فتوى [ ندادى ] شيخ مريد را بفرستاد و گفت : ناچار است از فرستادن اين ملتمس ، آن شخص چون مبالغت شيخ بشنيد بفرستاد بعد از فرستادن آن وديعت ، مكتوبى از صاحبش برسيد به اين شخص كه آن وديعت كه پيش تو نهاده است به مريدان شيخ عبد القادر برسان . آن شخص به نزديك شيخ آمد و عذر ابايى كه در ميان كرده بود مىخواست ، شيخ وى را گفت كه : ظنّ شما چنانست كه اشارت فقرا بىصحّت علم و حال باشد ، يا دواعى نفسانى و بواعث هواجس شيطانى بدان مقرون بود . شيخ - رحمه - گفت : به قدر سعى و رياضت سالك ، غم دنيا و اهتمام به رزق از اندرون برخيزد . و اگر ظرف دل پر باشد از كار آخرت . هرگز او را عذاب نكنند به غمهاى دنيا ، و از عالم تحقيق توفيق رفيق وى گردد ، و او را حليف رفق و مدارا كنند . و صفت توكّل در وى ظاهر شود . و عون عبد اللّه مسعودى - رض - سه صد و شصت دوست داشت . و هر روزى نزديك دوستى بودى . و يكى ديگر بوده است از جملهء صادقان كه او را هفت برادر بوده است در دين و مسلمانى . و هر روز نزديك يكى بودى ، و هرگاه كه حق تعالى ، شخصى سبب سازد تا مقدار رزق و كفاف شخصى ظاهر كند ، نعمتى نيكو و راحتى باصفا باشد آن صادق را ، و طايفه‌اى گويند كه : معلوم مشئوم است . و اين از ضعف حال گويند كه شيخ ابو السّعود از جملهء صادقان و صديقان بود و صاحب مقام و حال ، و از جملهء واقفان افعال حق تعالى بود . و در ترك
عوارف المعارف ( فارسى ) — صفحة 82 | عمر السهروردي / ابومنصور اصفهانى