تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عوارف المعارف ( فارسى ) — صفحة 80

مساهمون:

ص٨٠
بالاى آن رتبتى برتر از ان باشد ] و تجلّى افعال ، اقتضاى رضاى حق تعالى كند و تسليم شدن اوامر او . و تجلّى صفات اقتضاى هستى كند . و تجلّى ذات ، اقتضاى نيستى كند . و عبارت از فنا و نيستى ، ترك اختيار باشد و وقوف به افعال حق تعالى . يعنى سالك مراد خود و مراد حق سبحانه و تعالى گم كند ، و اين فناى ظاهر باشد . امّا فناى باطن آنست كه ، در پيش نظر اهل شهود هيچ مخلوق را وجود بنماند . و اين لمعانى باشد ، از پرتو آثار تجلّى ذات . مصدّق اين حال و مقرّر اين مقال زبان شارع است - صلعم - « اذا تجلّى اللّه لشىء خشع له » « * » ، چون بدين مقام رسد او را جائز باشد كه هر فتوح كه از غيب به دو رسد قبول كند و از آن تناول كند . قال رسول اللّه - صلعم - : « من وجّه اليه شىء من هذا الرّزق من غير مسألة و لا اشراف فليأخذه و ليوسع به فى رزقه و ان كان عنده غنى فليدفعه الى من هو احوج منه » « * * » يعنى هر آن وقت كه [ از شخصى يا ] از موضعى فتوحى و رزقى روى به شخص نهد ، بىخواست و مسألت او ، بايد كه قبول و صرف كند بر اهل و فرزندان . و اگر يسارى و توانگرى باشد ، وى را قبول كند به محتاجان ايثار كند ، اين حديث دليل مىكند بر آنكه جائز است كه سالك صادق زيادت از احتياج ما لا بد قبول كند . به نيّت آنكه صرف كند بر ديگران . از اين طايفه بعضى آن باشند كه چون فتوحات دنياوى قبول كنند ، به ارباب محاويج صرف كنند . و بعضى آن باشند كه در توقّف دارند . تا آنگاه كه واردى بديشان رسد از حضرت عزّت . و او را اجازت دهد كه صرف كند تا گرفتن او به حق باشد ، و صرف كردن او به حق ، در اخبار منقول است كه رسول خداى - صلعم - چيزى به عمر خطاب - رض - بخشيد . عمر گفت : يا رسول اللّه به كسى بخش كه از من محتاج‌تر باشد . رسول - عللم - وى را گفت : بستان و بدان فراخ دست شو ، و بر ديگران صرف مىكن . و هر آنگاه كه چيزى از اين متاع دنياوى به تو رسد ، بىوسيلت ارادت و خواست تو آن را قبول كن . بعد از آن عمر - رض - از كس سؤال نكردى . و هر چه بىخواست او به دو رسيدى قبول كردى . و اين تعليم رسول - عللم - بود مر صحابه را كه از تدبير اختيار خود منسلخ بودند و ناظر فعل خداى تعالى بودند . از سهل عبد اللّه - رحمه - سؤال كردند كه : علم حال چيست ؟ گفت : ترك تدبير ، و اگر كسى به رتبت اين صفت آراسته بود از جملهء اوتاد و ابدال باشد . و شرط آنست اين طايفه را كه فتوحات قبول كنند . كه حاضر حضرت حق تعالى باشند ، و هر چه بديشان مىرسد از فتوحات حق تعالى قبول كنند . [ و ايمن باشند از ترس عاقبت و مكر نفس و جذب كثرت مريدان . و چون قبول كنند ] بر ديگران صرف كنند ، و اين مقام ، صوفيان زهد خوانند . يعنى در حال ستدن و قبول كردن و در حالت بخشيدن و ايثار كردن نفس او را هيچ حظّى نباشد . و
هامش
( * ) المعجم المفهرس لالفاظ الحديث النبوى ج 1 . ( * * ) عوارف ص 154 .
عوارف المعارف ( فارسى ) — صفحة 80 | عمر السهروردي / ابومنصور اصفهانى