كردهام ، از آن استغفار مىكنم و عذر مىخواهم . و اگر رزقى است [ كه ] تو مقدّر كردهاى ، بىدرنگى و تعبى به من رسان . اگر رزق باشد بىزحمتى به دو رسد . و الّا استدعاى آن از اندرون [ او ] برخيزد . و كار درويش آنست كه ترك مطالبات و حاجات كند . و توكّل با حضرت عزّت كند ، و صبر مىكند تا اندرون او پاك و صافى شود از جملهء بازخواستها ، چون او در عالم رضا و تسليم قدم زند و در ميدان صبر و شكر جولان كند . هر آنچه مقصود و مطلوب مكنون ضمير او بود ، حق تعالى از طريق حكمت يا از طريق قدرت به دو رساند به خرق عادت . چنان كه حكايت فرمود در قرآن از مريم - عليها سلام - :
« كُلَّما دَخَلَ عَلَيْها زَكَرِيَّا الْمِحْرابَ وَجَدَ عِنْدَها رِزْقاً »
« * » و در حكايت وارد است كه : فقيرى صابر شاكر حكايت كرد : كه يك روز گرسنه شدم و عهدى كرده بودم با حضرت عزّت كه از مخلوق سؤال نكنم . از غايت اضطرار و احتياج گرد محلّههاى بغداد طوافى مىكردم . تا باشد كه فتوحى روى نمايد . هيچ چيز حاصل نشد ، شب گرسنه بخفتم . هاتفى در خواب مرا آواز داد كه : به فلان موضع رو كه پارهء زر نهاده است در كرباس پارهاى كبود بسته ، برگير و در مصالح صرف كن . شيخ - رحمه - گفت : هر آنكس كه روى از خلق بگرداند ، و روى دل در حضرت عزّت كند . حق تعالى از مكامن لطف و مطامير رحمت شامل ، آنچه ملتمس او بود بىواسطهء سؤال به دو رساند . و اين مقام ميسّر نشود الّا به مصابرت شدايد و مخالفت هواى نفس .
شيخ - گفت كه : شيخ ما ضياء الدّين - رحمه - مرا حكايت كرد كه : وقتى فرزندم نزديك من آمد .
و از من جبّهاى بخواست ، جبه حاضر نبود ، گفت : اجازت ده تا قرضى برگيرم و جبّهاى ترتيب دهم ، وى را گفتم : اين قرض از نفس برگير و پاى در دامن قناعت كش سر در جيب عفّت بر و ترك متابعت هوا كن . و معنى اين كلمات به تازى به نظم آوردهاند :
اذا شئت ان تستقرض المال منفقا * على شهوات النّفس فى زمن العسر
فسل نفسك الإنفاق من كنز صبرها * عليك و ارفاقا الى زمن اليسر
فان فعلت كنت الغنىّ ، و ان ابت * فكلّ منوع بعدها واسع العذر
يعنى هر آنكس را كه نفس آرزوئى كند در وقت فقر و فاقت . و شخص را بر آن دارد كه قرضى برگيرد در اسعاف آن آرزو بايد كه به راى متين و عقل مبين در جواب تحريض نفس گويد كه : اين انفاق از گنج صبر بكن و خود را به پيرايهء صبر و شكر و تسليم آراسته دار . تا آنگه كه نعمت رامش و آرامش و خفض عيش و آسايش ظاهر شود . و تنگناى فاقت به فسحت بسيار و ثروت مبدّل شود ، و اگر بدين سيرت مرضىّ و عادت پسنديده برود و به سمع قبول اين نصيحت اصغا كند ، توفيق حق تعالى دررسد و او را از زخارف شهوات و زهرات هواى نفسانى برهاند . و به تمتّع نعيم جاودانى قناعت رساند ، و اگر شخص در مطاوعت آن استدعا مسارعت نمايد ، و ديوان هوا به
هامش
( * ) آل عمران / 3 : 37 .