كه نتيجهء آن قساوت باشد پيشه نكند ، و اگر مسافر صاحب حال و صاحب ذوق بود [ و ] دائم العمل بود ، او را عبادت كفايت بود . اصحاب خانقاه بايد كه به خدمت او قيام نمايند و در تطييب بال او و ترفيه حال او سعى كنند تا بركت حال او شامل وجود و روزگار ايشان شود . شيخ - رحمة اللّه عليه - گفت : اين آداب كه تقرير كرده شد ، از آن قبيل است كه ثقات متصوّفه و اعيان ارباب خانقاهات بدان قيام نمودهاند شرف احماد حضرت و مزيد توفيق را . اللهمّ وفّقنا لما تحبّ و ترضى ، و جنّبنا عمّا تكره و تسخط .
باب نوزدهم در بيان حال صوفى متسبّب
شيخ رحمة اللّه - گفت : طايفهاىاند كه به حسن [ فراست و صدق ] كياست اختيار فتوح كردهاند و از معلوم اجتناب كردهاند ، و جمعى آنند كه اشتغال مكتسب برگزيدهاند ، و بعضى آنند كه در وقت فاقت و وفور ما لا طاقت اختيار سؤال كردهاند و در اقامت شرائط اين اجتهاد مصيب بودهاند ، كه اختيار اين طايفه جز بر محض حق و عين صواب و خلاصهء رشاد نتواند بود . و بناى تصوّف بر نزاهت باطن و خلاف نفس است و واقف شدن بر مكر نفس ، رسول - عللم - با صحابه گفت كه : كيست كه يك نصيحت از من قبول كند و ضامن استعمال آن باشد ؟ تا من ضامن شوم كه او را به بهشت باقى و درجات عالى برسانم ، ثوبان - رض - گفت : من اين كفالت كنم كه دربند استعمال اين نصيحت باشم ، رسول - عللم - فرمود كه : در سؤال از خلق بسته دار و حلقهء سؤال بر سندان امل هيچ آفريده مزن ، قبول كرد و در امتثال اين مثال چنان قيام نمود كه وقتى علاقهء تازيانه از دست وى بيفتاد ، از مركوب به زير آمد و برداشت و از هيچكس سؤال نكرد . « * » و ابو هريره - رض - روايت مىكند كه رسول - عللم - گفت : اگر شخصى رسن برگيرد و به كوه رود و هيزم جمع كند و بفروشد و بهاى آن بعضى به خرج خود كند و عيال و بعضى تفرقه كند بر فقرا ، او را بهتر و فاضلتر باشد از آنكه از شخصى كه با سخاوت و مروّت و فتوّت موصوف باشد از او سؤال كند . و او بىتلعثمى و درنگى در عطا و موهبت بر او گشايد و راه منع و زجر بسته دارد بر وى ، از بهر آنكه دست بالا بهتر از دست زيرين است « * * » كه : اليد العليا خير من اليد السّفلى . « * * * »
و هلال حصين - رض - روايت مىكند كه : چون به مدينه آمدم و در سراى ابو سعيد فرو
هامش
( * ) اشاره به حديث : « من يضمن لى واحدة اتكفل له بالجنة » جامع الصغير 2 / 321 .
( * * ) اشاره به حديث : « لان يأخذ احدكم حبلا فيحتطب على ظهره . . . » جامع الصغير 2 / 205 .
( * * * ) ترك الاطناب ص 448 .