تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عوارف المعارف ( فارسى ) — صفحة 62

مساهمون:

ص٦٢
عنايت محفوظ بدارد . و هر آن وقت كه در سلوك او را اشكالى ظاهر شود حق تعالى بنده‌اى كه مخصوص باشد به قرب حضرت و مطّلع باشد بر اسرار سلوك و احوال [ آن ] حاضر او گرداند ، تا اشكال او حل كند . و اگر فترتى يا بستگيى كه لازمهء ذات سلوك است پيدا شده بود به بركت نفس او برخيزد . تا اسباب دوام سلوكش ، به لطف مرضات و نجح مسعات بوصول شود و ابواب مزيد موهبت و عطيّت بر او گشاده شود . فرياد برآورد كه قطعه :
اى بلبل بيدل ره گلزار گشادند * در كار شو اكنون كه در كار گشادند
در باغ ز سبزه دهن زاغ ببستند * تا طوطى گل را سر منقار گشادند
از ابر بر ابروى چمن وسمه كشيدند * وز باد سحر كلبهء عطّار گشادند
از زيب چمن ، رونق فرخار شكستند * وز بوى سمن ، نافهء تاتار گشادند
از ديدن و بوئيدن گل بر دل ابرار * درهاى كتبخانهء اسرار گشادند
بگذار گل و لاله و در يار خود آويز * چون درگه ديدار رخ يار گشادند
هر بند زنا يافت كه بر پاى طلب بود * از دولت محمود ، به‌يك‌بار گشادند
امّا آن جماعت كه دايم سفر اختيار كرده‌اند . صلاح دل و صحّت حال در آن دانسته‌اند . و از جملهء ايشان يكى ابراهيم خواص بود - رحمة اللّه عليه - و دايما در سياحت بودى ، و در شهرى كه رفتى ، بيش از چهل روز مقيم نشدى از خوف آنكه مبادا كه توكّل او نقصانى پذيرد . و هم از وى منقول است كه گفت : مدّت يازده روز ، در باديه بماندم و هيچ چيز نيافتم كه قوت سازم ، قصد كردم كه از گياه بيابان اندكى قوت سازم ، خضر را - عليه السلام - ديدم كه نزديك من آمد . من از وى دورى جستم ، چون بديد كه طالب صحبت وى نيستم ، او نيز مراجعت كرد و برفت . گفتند : چرا صحبت چنان بزرگوارى را رغبت ننمودى ؟ گفت : من ترسيدم كه مبادا كه نفس من ، به دو استعانتى كند و توكل من تباه شود . و اين جماعت از بهر اخلاص دين ، از اين بقعه بدان [ بقعه ] انتقال كنند . قال رسول اللّه - صلعم - « احبّ شىء الى اللّه تعالى الغرباء . قيل : و من الغرباء ؟ قال : الفرارون بدينهم يجتمعون الى عيسى بن مريم يوم القيامة » « * » يعنى دوست‌ترين بندگان به حضرت عزّت ، غربا باشند . گفتند : غربا كيستند ؟ يا رسول اللّه ! فرمود : آنان كه به سبب دين و مسلمانى ، از خلايق بگريزند و به مواضع نقل كنند . روز قيامت حشر ايشان با عيسى - عليه السلام - باشد و رفيق او باشند ، و به شرف و معيّت او مخصوص شوند . اين احوال اختلاف مشايخ است در سفر و اقامت . شيخ - رحمة اللّه عليه - گفت : بايد كه هر كس كه قصد [ سفر ] كند ، به نيّتى صادق و سريرتى صالح ، عزم سفر كند . و در سفر كردن ، علمى تمام بايد تا فرق [ ميان ] داعى حق و داعى نفس بتواند كرد . و آن را علم خواطر خوانند و آن را بابى مفرد است ،
هامش
( * ) عوارف ص 126 و مصباح الهدايه ص 264 .