تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عوارف المعارف ( فارسى ) — صفحة 58

مساهمون:

ص٥٨
و مقصود دوم از سفر آنست كه به صحبت مشايخ و برادران و صادقان رسد ، و از مشاهدهء ايشان بسى نفع‌ها يابد ، همچنان‌كه از لفظ ايشان . و گفته‌اند : « من لا ينفعك لحظه ، لا ينفعك لفظه » يعنى هر آن‌كس كه نظر او سودمند و نافع نباشد ، لفظ او هيچ سودى نتواند رسانيد . شيخ - رحمة اللّه عليه - گفت : اين سخن ، دو معنى احتمال مىكند ، وجه اوّل آنكه مرد صادق و سالك ناسك ، و شيخ صاحب حال ، به زبان فعل سخن گويد نه به زبان قول ، چون مريد صادق به نظر صائب و فكرت ثاقب به احوال شيخ كامل و حركات و سكنات او نظر كند ، وى را انتباهى تمام ظاهر شود . و آن‌كس كه افعالش موافق [ اقوال ] نباشد ، مريد از او فايده‌اى حاصل نتواند كرد . چه روشنائى سخن به قدر روشنائى دل تواند بود ، و روشنائى دل ، به قدر استقامت و قيام نمودن به واجبى حقّ عبوديّت . و وجه دوّم آنكه نظر علماى دين ، و غوّاصان بحار تمكين كه نجوم سماء معرفت ، و گل بوستان حقيقت‌اند ترياقى است نافع ، كه دفع زهر علّت غفلت بكند و به قوت بصيرت ، كمال استعداد و اهليّت در مريد صادق پيدا كند . و موارد عزيمت سلوك او ، از شوايب تردّد مصفّى گرداند . و موائد مقامات و احوال ، به نوالهء نوال شرح و بيان او را مهنّا كند . تا هر آنچه مثمر سعادت قصوى بود ، به دو روى نمايد . سالك به جدّى هر چه تمام‌تر ، در طلب آن آيد . و روز بروز فتوحات غيبى در اندرون مىيابد . چون اين همه سعادات از پرتو نظر آن سادات ، بينند ، فرياد برآورند بيت :
كرد روزى نظرى او ، به من سوخته دل * هر چه من يافته‌ام ، جمله از آن يافته‌ام
به دو جو ، بر من اگر هر دو جهان كم گردد * چون ترا يافته‌ام ، هر دو جهان يافته‌ام
اگر منكرى انكار كند كه ، اين حال مستحيل است ، كه به يك نظر مريد صادق را از اين ، مقام اعلى حاصل مىشود . ما در جواب او گوئيم : اين انكار ، بر قدرت حق تعالى است . از بهر آنكه خداى تعالى ، به قدرت كامل خود ، در بعضى افاعى خاصيّتى نهاده است كه چون به شخصى نظر مىكند ، او را هلاك مىكند ، چه عجب اگر حق تعالى ، حياتى تازه و زندگى بىاندازه ، در نظر دوستى از دوستان خود تعبيه كند ، تا به بركت نظر او از مردگى غفلت نجات يابند و به درجات حيات طيّبه برسند . بيت :
يك نظر از دوست و صد هزار سعادت * منتظرم تا كه وقت آن نظر آيد
شيخ - رحمة اللّه عليه - گفت : شيخ ما ضياء الدّين ابو النّجيب - نوّر اللّه قبره - در مسجد خيف به منى ، طواف مىكرد . گفتند : شيخنا ، اين چه حالت است ؟ گفت : خداى تعالى را بندگانند محبوب مراد ، كه آثار فيض فضل ربّانى بر چهرهء احوال ايشان واضح و لايح است ، و چون شخصى ، به نظر مبارك ايشان ملحوظ شود سعادتى بيابد ، كه بالاى آن هيچ سعادت نباشد ، در اين طواف اين شخص را طلب مىكنم ، باشد كه بدين نظر ، موهبتى [ جسيم ] و عارفتى عميم از بارى تعالى بيابم . مقصود سوم از سفر آنست : در بدايت كه سالك از چيزهائى كه الفت دارد و